( 1 ) منطقهء سور [ 1 ] ساكن شده است و شاعر در بارهاش سروده است :
« همواره دربارهء قبيلهء جعفى و سرورش مىپرسيدم تا سرانجام مرا به قيس بن مروان رهنمون شدند » [ 2 ]
يسير بن عمرو
سكونى از خاندان هند است . از عمر بن خطاب و سعد بن ابى وقاص روايت كرده است .
گويد فضل بن دكين ، از گفتهء عمرو بن قيس بن يسير بن عمرو ما را خبر داد كه مىگفته است از پدرم شنيدم كه مىگفت * يسير بن عمرو به روزگار حجاج سرشناس و سالار قوم خود بوده است . يسير بن عمرو خود مىگفته است به هنگام رحلت حضرت ختمى مرتبت ده ساله بودهام .
گفتهاند كه يسير بن عمرو به روزگار امارت حجاج پيش از جنگ جماجم درگذشته است . او محدثى ثقه بوده و حديثهايى نقل كرده است .
عباية بن ردّاد
گويد اسماعيل بن ابراهيم و يزيد بن هارون ، از شعبة ، از ابراهيم بن محمد بن منتشر ، از پدرش ، از گفتهء خود عباية بن ردّاد ما را خبر دادند كه مىگفته است كه شنيدم عمر بن خطاب مىگفت * نماز جز با خواندن سوره فاتحة الكتاب و چيز ديگرى از قرآن كه همراه آن خوانده شود درست نيست . مردى از او پرسيد اگر پشت سر امام جماعت باشم چه كنم ؟
گفت : در دل خود بخوان .
خرشة بن حرّ
ابن قيس بن حصن حذيفة بن بدر فزارى . او از عمر بن خطاب و حذيفة و ابو ذر و عبد الله بن
هامش
[ 1 ] . سور نام محلهيى از بغداد است . به معجم البلدان ، ج ، ص 168 مراجعه فرماييد
[ 2 ] .ما زلت اسأل عن جعفى و سيدها * حتّى دللت على قيس بن مروان