( 1 ) حجره خود بود و گمان مىكنم نماز مىگزارد .
گويد عفان ، از شعبه ، از حكم ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح را ديدم كه در بالاپوش كلاهدار نماز مىگزارد و كنار جنازهها پياده حركت مىكرد .
گويد : عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو از حماد بن زيد ، از يحيى بن عتيق ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى با شريح در بارهء كارى كه با ابن زياد داشت گفتگو كرد . شريح گفت : چه كسى زورش به ابن زياد مىرسد در همان حال گنجشك يا پرنده ديگرى از آن جا پرواز كرد . شريح گفت : اين پرنده زورش از من بر ابن زياد بيشتر است .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از مجالد ، از شعبى ما را خبر داد كه * شريح گفته بود : « آن بانوان از فراز به نشيب مىآمدند و از نشيب به فراز مىرفتند بدانگونه كه برافروزنده آتش به ريگهاى برافروخته گام بر مىدارد ، آن را لگد مىكند » .
گويد و اين بيت را هم سروده بود :
« مردانى را ديدم كه زنهاى خود را مىزدند ، اگر روزى من زينب را بزنم دستم از كار افتاده باد » [ 1 ] گويد معلّى بن اسد ، از حارث بن عبيد ، از هارون بن ابى سعد ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح به خدا سوگند مىخورد كه هر كس كارى را از بيم خدا رها كند هرگز از دست دادن آن را احساس نمىكند .
گويد يحيى بن عباد ، از گفتهء مسعودى ، از قاسم ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح ناودانهاى پشت بام خود را در خانه خود قرار داده بود - تا آب بر رهگذر مردم نريزد .
گويد عبد الله بن جعفر هم ، از ابو المليح ، از ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است * آبريز ناودانهاى شريح ميان خانهاش بود .
گويد مالك بن اسماعيل ، از اسرائيل ، از ليث ، از مجاهد ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح هرگز هديهيى را پس نمىفرستاد مگر اينكه هديه ديگرى همانند آن همراهش مىكرد .
گويد حجاج بن نصير ، از قرة بن خالد ، از بديل بن ميسرة عقيلى ، از عبد الله بن شقيق ما را خبر داد كه مىگفته است جندل سدوسى مرا گفت كه از شريح شنيدم كه مىگفت * همانا
هامش
[ 1 ] .تصوبن و استصعدن حتى كانما * يطين برضراض الحصى جاحم الجمر
رأيت رجالا يضربون نساءهم * فشلّت يمينى يوم اضرب زينبا