( 1 ) تشييع جنازهء شريح شركت كردم روز بسيار گرمى بود و سفارش كرده بود كه بر گورش پارچه كشيده نشود .
فضل بن دكين ما را گفت كه * شريح به يكصد و هشت سالگى رسيد .
فضل بن دكين از شريك ، از يحيى بن قيس كندى ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح سفارش كرد كه بر پيكر او در گورستان نماز گزارده شود و كسى را از مرگ او آگاه نكنند و هيچ زن مويهگرى را از پى تابوتش راه نيفتد و بر گورش پارچه نگسترند و پيكرش را تند و شتابان ببرند و گور او را لحددار درست كنند .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء ابن ابى سبرة ، از عيسى ، از شعبى ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح به سال هشتاد يا هفتاد و نه درگذشته است .
گويد فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت * شريح به سال هفتاد و شش درگذشته است . دانشمند ديگرى جز او گفته است به سال هفتاد و هشت درگذشته است .
او محدثى مورد اعتماد بوده است ، خدايش رحمت كناد و از او خشنود باد .
بقيه طبقهيى كه از عمر بن خطاب روايت كردهاند
صبّى بن معبد جهنى
او از عمر روايت مىكند كه از او در بارهء قرآن پرسيده است و گفته است به سنت پيامبرت رهنمون شدهاى .
قبيصة بن جابر بن وهب
ابن مالك بن عميرة بن حذار بن مرة بن حارث بن سعد بن ثعلبة بن دودان بن اسد بن خزيمة .
از عمر بن خطاب و عبد الرحمان بن عوف روايت كرده است .
گويد محمد بن قيس بن ربيع ، از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * قبيصة بن جابر پيش از جنگ جماجم درگذشته است . او محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهايى است .