( 1 )
يسار بن نمير
برده آزاد كرده و وابستهء عمر بن خطاب و گنجور او بوده و از عمر روايت كرده است . او ساكن كوفه شده و كوفيان از او روايت كردهاند . او محدثى ثقه و كم حديث بوده است .
عفيّف بن معدى كرب
از عمر روايت كرده است .
فضل بن دكين از ابن غسيل ، از هارون بن عبد الله ، از گفتهء خود عفيّف بن معدى كرب ما را خبر داد كه * تنى چند از منطقهء خود بيرون آمديم و سعد اشعث و كسان ديگر را هم آگاه ساختيم و همگان به مدينه آمديم . عمر بن خطاب در راه از كنار ما گذشت و تازيانه همراه داشت ، و حديث دراز است .
حصين بن حدير
او از عمر بن خطاب كه خداى از او خشنود باد روايت كرده است .
قيس بن مروان جعفى
او همان است كه خيثمة بن عبد الرحمان از او روايت كرده است .
قيس از عمر روايت مىكند كه مردى پيش او آمده و گفته است * اى امير مؤمنان ! من از كنار مردى مىآيم كه قرآنها را املاء مىكرد .
گويد قيس از كسانى است كه به روزگار حكومت على ( ع ) به جزيره كوچ كرد و بدين سبب در نظر معاويه گرامى و شريف بود . او نخستين كس از قبيلهء جعفى است كه در