تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
( 1 ) گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو شهاب ، از حجاج ، از عمير بن سعيد ما را خبر داد كه * على ( ع ) به شريح فرمان داد در ماه رمضان با مردم نماز بگزارد . ابو شهاب توضيح داده است كه يعنى نماز تراويح . گويد فضل بن دكين ، از ابن عيينة ، از عمرو ، از جابر بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * زياد ، شريح را با خود به بصره آورد و او ميان ما يك سال قضاوت كرد و هيچ كس پيش از او و پس از او ميان ما بدان گونه قضاوت نكرده است . گويد مالك بن اسماعيل ، از حسن بن صالح ، از جعد بن ذكوان ، از شريح ما را خبر داد كه مىگفته است * در حضور او مردى را كه نامش ربيعه بوده است صدا كرده‌اند كه پاسخ نداده است و چون او را به صورت ربيعة الكويفر - ربيعه كافر به صورت تصغير - صدا كردند پاسخ داده است . شريح به او گفته است : اقرار به كفر كردى و ديگر براى تو ارزش گواهى دادن نخواهد بود - گواهى تو شنيده نخواهد شد . گويد يكى از ياران ما ، از وليد بن مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است عثمان بن عطيه عنسى براى ما نقل كرد كه از مكحول شنيدم كه مىگفت * شش ماه پيش شريح آمد و شد مىكردم و در بارهء هيچ چيز از او نمىپرسيدم و فقط به همين بسنده مىكردم كه به آراى او و آنچه داورى مىكند گوش بدهم . گويد عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو ، از حماد بن زيد ، از و اصل وابسته و آزاد كردهء ابو عيينة ما را خبر دادند كه مىگفته است * نقش انگشترى و مهر شريح اين جمله بوده است كه فراموشى و ناآگاهى بهتر از گمان است . گويد فضل بن دكين ، از شريك بن عبد الله ، از جابر ، از قاسم ما را خبر داد كه مىگفته است * نقش انگشترى و مهر شريح به صورت دو شير بوده كه ميان آنان درختى قرار داشته است - يا نشان دو شير كه ميان ايشان ستيز درگرفته است . گويد يعلى بن عبيد طنافسى ، از اسماعيل ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح را در حال قضاوت ديدم كه روپوش خز بر تن داشت و شب كلاه بر سر . گويد محمد بن كناسة اسدى ، از اسماعيل بن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح را ديدم در حالى كه روپوش بلند و كلاه‌دار از خز بر تن داشت قضاوت مىكرد . گويد فضل بن دكين ، از شريك ، از ابن ابى خالد ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح را ديدم كه عمامهء خود را فقط يك دور بر سر پيچيده بود . عمامه‌اش كوچك و
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 588 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد