( 1 ) گويد : يك بار پيش او مهرهيى آوردند و گفته شد اگر زن باردار به اين مهره نگاه كند جنين خود را مىافكند . شريح برخاست و رفت .
هشيم بن بشير از ابن عون و هشام ، از محمد ما را خبر دادند كه * مردى پيش شريح نخست به چيزى اقرار كرد و سپس خواست انكار كند . شريح گفت : خواهر زاده خالهات به زيان تو گواهى داد . مقصودش اين بود كه خودت به زيان خويش اقرار كردى .
اسماعيل بن ابراهيم اسدى ، از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى پيش شريح گواهانى آورد - كه به سود او گواهى دادند . شريح از او خواست سوگند بخورد و او از آن كار تن زد . شريح گفت : گواهان خود را بد ستودى - گواهان خود را بىآبرو ساختى .
اسماعيل از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح به هر دو گواهى كه براى گواهى دادن پيش او مىآمدند مىگفت من شما را براى گواهى فرانخواندهام و اگر برخيزيد كه برويد شما را از رفتن باز نمىدارم و همانا شما دو تن هستيد كه در بارهء اين شخص قضاوت مىكنيد كه من به گواهى شما استناد مىكنم . از خدا بترسيد - مبادا كه گواهى نادرست دهيد .
اسماعيل بن ابراهيم از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه شريح مىگفته است * هر كس به قضاوت من استناد كند تا هنگامى كه حق آن را روشن نسازد بر عهده خودش خواهد بود كه به هر حال حق از قضاوت من درستتر است .
اسماعيل از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه شريح مىگفته است * پذيرش گواهى هر يك از مدعيان نسبت به ديگرى و شريك نسبت به شريك و گواهى كسى كه مورد ترديد است و كسى كه در پرداخت وام خود امروز و فردا مىكند ، براى تو روا نيست به هر حال در مورد گواه پرس و جو كن اگر گفتند خدا داناتر است كه خدا داناتر است - مپذير - و اگر گفتند مورد ترديد است همچنان مپذير ، اگر گفتند تا آنجا كه مىدانيم مسلمان عادلى است پذيرش گواهى او را جايز مىشمريم . همچنين گواهى برده به سود ارباب خود و گواهى مزدور براى كسى كه او را به خدمت گماشته است پذيرفته نيست .
اسماعيل از ايوب ، از محمد ما را خبر داد كه * تنى چند از كتانبافان داورى پيش شريح آوردند تا دربارهء موضوعى داورى كند . در اين ميان يكى از ايشان گفت : اين موضوع ميان ما معمول است و سنت بر اين است . شريح گفت : ارزش سنت شما براى خودتان است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 585
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٨٥