تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
( 1 ) مىگفته است . گويد عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * كسانى را درك كردم كه همه شب را شب زنده‌دارى مىكردند جامه‌هاى به زعفران رنگ كرده مىپوشيدند و از سبو باده مىنوشيدند - يعنى پيش از آن كه مسلمان شوند . ابو وائل و مردى ديگر از ايشان بودند ، و در آن كار هيچ گناهى نمىپنداشتند . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الله بن مسعود هر گاه ابو وائل را مىديد ، مىگفت : اين آن توبه كننده است . گويد عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو از ابو عوانه ، از مغيرة ، از ابو وائل ما را خبر دادند * كه هر گاه كسى او را صدا مىزده است مىگفته است گوش به فرمان خدايم . عفان در پى اين حديث افزوده است كه ابو وائل در پاسخ لبيك « گوش به فرمانت هستم » نمىگفت . عارم گفته است لبّى يديك - « فرمان بردار دستهاى تو هستم » نمىگفت . گويد خلّاد بن يحيى و احمد بن عبد الله بن يونس ، هر دو از معرف بن و اصل ما را خبر دادند كه * نزديك غروب خورشيد ابو وائل به غلام خود مىگفته است : اى غلام حالا مىتوانيم نماز بگزاريم ؟ احمد بن عبد الله بن يونس در حديث خود مىافزود كه ابو وائل كور شده بود . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت معرف بن و اصل براى من حديث كرد و گفت * ابراهيم تيمى را [ 1 ] در خانه ابو وائل ديدم . دست ابو وائل در دست من بود . هر گاه ابراهيم تذكرى مىداد ابو وائل مىگريست و هر گاه ابراهيم بيم مىداد ابو وائل مىگريست . گويد سعيد بن محمد ثقفى ، از گفتهء زبرقان ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل مرا گفت * با كسانى كه مىگويند اگر اين چنين ببينى ، اگر اين چنين ببينى - افراد اشكال تراش و كنجكاو - همنشينى مكن . گويد عفان بن مسلم ، از ابو عوانة ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل
هامش
[ 1 ] . ابراهيم بن يزيد بن شريك تيمى كه كنيه‌اش ابو اسماء بوده است از پارسايان نام‌آور نيمه دوم قرن اول هجرى است . او در واسط در زندان حجاج درگذشته است . براى آگهى بيشتر از شرح حال او به ابن جوزى ، صفة الصفوة ج 3 ، حيدر آباد ، 1356 ق ، ص 49 مراجعه فرماييد .