تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
( 1 ) بر نمازى و كردار پسنديده‌يى بر كردار پسنديده و روزه‌يى بر روزه بيفزايم . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمة ، از عاصم بن بهدلة ما را خبر داد كه * چون ابو وائل درگذشت ابو برده پيشانى او را بوسيد . گويد فضل بن دكين و جز او مىگفتند * ابو وائل به روزگار حجاج پس از جماجم [ 1 ] درگذشت . ابو وائل ، از عمر و على و عبد الله بن مسعود و اسامه بن زيد و حذيفه و ابو موسى و ابن عباس و عزرة بن قيس روايت كرده است ، سپس به شام رفته است و از ابو الدرداء حديث شنيده است . او از ابن زبير و سلمان بن ربيعه هم روايت كرده است و همراه سلمان بن ربيعة در جنگ بلنجر [ 2 ] شركت كرده است . از ابن مغير هم روايت كرده و ابن مغير سعدى خود از عبد الله بن مسعود روايت مىكرده است . ابو وائل همچنين از مسروق و كردوس و عمرو بن شرحبيل و يسار بن نمير و سلمة بن سبرة و عمرو بن حارث يعنى همان كسى كه رواياتى از زينب همسر عبد الله بن مسعود شنيده است روايت كرده است . ابو وائل محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است . گويد وكيع بن جراح ، از اعمش ، از ابو وائل از ضبّى بن معبد جهنى ما را خبر داد . [ 3 ]

زيد بن وهب جهنى

او فردى از خاندان حسل بن نصر بن مالك بن عدى بن طول بن عوف بن غطفان بن قيس بن جهينة و از قبيلهء قضاعة است . كنيه‌اش ابو سليمان بوده است . او از عمر و على و عبد الله و حذيفة روايت كرده است و همراه على بن ابى طالب ( ع ) در جنگهاى او بوده است . گويد فضل بن دكين ، از ابن غنيّه ، از حكم ، از زيد بن وهب ما را خبر داد كه مىگفته
هامش
[ 1 ] . جنگ جماجم يا دير الجماجم ، به شعبان سال 82 و به گفته برخى به سال 83 ميان حجاج و عبد الرحمان بن محمد بن اشعث در دير جماجم كه نزديك كوفه به راه بيابانى بصره بوده درگرفته است . براى آگهى بيشتر به ايام العرب ، ج 2 ، صص 509 - 498 مراجعه فرماييد . [ 2 ] . بلنجر ، نام شهرى از ناحيه خزر است ، آنچه طبرى در تاريخ و نويرى در نهاية الارب نوشته‌اند حكايت از آن دارد كه اين جنگ به سال 104 هجرى بوده كه سالها از مرگ ابو وائل گذشته بوده است . [ 3 ] . روايت در متن همينگونه بىدنباله است . شرح پارسايى ابو وائل شقيق بن سلمه به تفصيل در حلية الاولياء ، ج 4 ، صص 113 - 101 و به صورت خلاصه‌تر در صفة الصفوة ، ج 3 ، ص 15 - 14 آمده است .