( 1 ) گويد فضل بن دكين از سفيان ، از گفتهء مردى ما را خبر داد كه مىگفته است ابو وائل گفت * پروردگارا به حجاج خوراكى از خار شترى بخوران كه نه فربه سازد و نه گرسنگى را چارهساز باشد . [ 1 ] اگر اين كار را خوش مىدارى . به او گفتند : اى ابو وائل در اين كار شك كردى ؟ گفت : نه تنها شك نكردم كه از آن اندوهگين هم نمىشوم .
گويد قبيصة بن عقبة ، از سفيان ، از ابن عون ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى مرا پيش ابو وائل برد و گفت : اى ابو وائل بر ضد حجاج به چه چيزى گواهى مىدهى ؟ ابو وائل گفت : به من فرمان مىدهى براى خداوند حكم و تكليف كنم ؟
گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از ابو هاشم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل را به روزگار حجاج ديدم كه اشاره مىكند اشاره كردنى .
گويد محمد بن عبيد ، از اعمش ما را خبر داد كه مىگفته است ابراهيم مرا گفت * بر تو باد پيوستگى به شقيق كه من ياران عبد الله بن مسعود را كه بسيار بودند درك كردم و آنان ابو وائل شقيق را از برگزيدگان خود مىشمردند .
گويد جرير بن عبد الحميد ، از مغيرة ما را خبر داد كه مىگفته است * ابراهيم تيمى در خانه ابو وائل موعظه مىكرده و ابو وائل همچو مرغ به پرواز مىآمده است ، بال بال مىزده است .
گويد فضل بن دكين ، از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل در نماز و در راه به اين سو و آن سو نمىنگريست .
گويد موسى بن اسماعيل ، از عبد الله بن بكر ، از عاصم بن بهدلة ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم * ابو وائل شقيق بن سلمه در سجده چنين مىگفت : « پروردگارا از من درگذر و مرا بيامرز كه اگر از من درگذرى چه بسيار كه از من درگذشتهاى ، و اگر عذابم دهى بدون آنكه ستم كرده باشى عذابم خواهى داد و كس بر تو نتواند كه پيشى گيرد » .
گويد قبيصة بن عقبه ، از سفيان ، از اعمش ما را خبر داد كه * هر گاه از ابو وائل چيزى از قرآن مىپرسيدند ، مىگفت : خداوند معنى آن را به هر كسى بخواهد ارزانى مىدارد .
گويد على بن عبد الله بن جعفر ، از سفيان بن عيينة ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو وائل خوش نمىداشته به حرفى از قرآن حرف بگويد بلكه به آن اسم
هامش
[ 1 ] . بر گرفته از آيات 5 و 6 سوره هشتاد و هشتم - غاشيه .