تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
( 1 ) مطالب آن سوء استفاده كند . گويد قبيصة ، از سفيان ، از نعمان قيس ما را خبر داد كه * چون مؤذن شروع به گفتن اقامه مىكرد پيرزنان قبيله مىگفتند گويى در تند گفتن همچون تند خواندن نماز عبيده است . گويد احمد بن اسحاق حضرمى ، از عبد الواحد بن زياد ، از عاصم ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * گروهى كه ستيز داشتند پيش عبيده آمدند كه ميان آنان را اصلاح دهد . عبيده گفت : تا هنگامى كه مرا امير خود قرار ندهيد عقيده‌ام را نمىگويم . گويا اعتقاد داشت در اين گونه كارها اختيارى كه براى امير وجود دارد براى قاضى و غير قاضى فراهم نيست . [ 1 ] گويد محمد بن عبد الله انصارى ، از هشام ، از محمد ، از خود عبيده ما را خبر داد كه مىگفته است * دو پسر بچه با دو لوح كه در آنها نبشته‌يى بود پيش او آمدند و خواستند يكى را بر ديگرى بگزيند - آن را در اختيار يكى از آن دو قرار دهد - عبيده گفته است اين حكم است و از اظهار نظر خوددارى كرده است . محمد بن عبد الله انصارى ، از ابن عون ، از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * دربارهء آيه‌يى از عبيده پرسيدم . گفت : بر تو باد به پرهيزكارى - بيم از خدا - و استوارى . آنانى كه مىدانستند قرآن براى چه مورد نازل شده است رخت بربسته و رفته‌اند . گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از هشام ، از محمد ، از عبيدة ما را خبر داد كه مىگفته است * مردم درباره آشاميدنيها بر من اختلاف كرده‌اند و حال آنكه سى سال است كه مرا هيچ آشاميدنى جز شير و شربت عسل و آب نيست . گويد سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ، از ايوب و يحيى بن عتيق ، از محمد ما را خبر دادند كه مىگفته است * از عبيده در بارهء نبيذ پرسيدم . گفت : مردم آشاميدنيهايى پديد آورده‌اند ، بيست سال است كه مرا آشاميدنى جز آب و شير و شربت عسل نيست . گويد محمد بن عبد الله انصارى ، از هشام بن حسّان ، يعنى از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * به عبيده گفتم پيش ما چيزى از موهاى حضرت ختمى مرتبت موجود است كه انس بن مالك داده است . عبيدة گفت : اگر يك تار از آن پيش من باشد براى من از همه زرينه و سيمينه‌يى كه روى زمين موجود است خوشتر است .
هامش
[ 1 ] . يعنى مرا وكيل تام الاختيار خود قرار دهيد و با كمال آزادى و ميل داورى مرا بپذيريد .