( 1 ) مرگم را مدهيد كه بيم دارم همچون خبر دادن دورهء جاهلى باشد ، و چون پيكرم را از خانه بيرون آوريد در خانه را ببنديد و هيچ زنى از پى جنازهام نيايد .
گويد عبيد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از جابر ، از عامر ما را خبر داد كه مىگفته است * دو سال در شهر مرو همراه علقمه بودم دو ركعتى نماز مىگزارد .
محمد بن سعد مىگويد كس ديگرى جز او مىگفت * علقمه به خوارزم رفته و آن جا دو سال مانده است .
گويد فضل بن دكين ، از سفيان ، از حسن ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * زمانى كه مؤذن از مناره فرود مىآمد پشت سر علقمه مىايستادم .
گويد وكيع و فضل بن دكين هر دو ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ما را خبر دادند كه مىگفته است * علقمه در حالى كه شب كلاه بر سر و پوستين آستين بلند بر تن داشت نماز مىگزارد و دستهاى خود را از آن بيرون نمىآورد .
فضل بن دكين ما را خبر داد كه * علقمه به سال شصت و دو در كوفه درگذشته است .
او محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است .
عبيدة بن قيس سلمانى
از قبيلهء مراد است .
گويد عبد الله بن بكر بن حبيب سهمى ، از هشام بن حسّان ، از محمد ، از خود عبيده ما را خبر داد كه مىگفته است * دو سال پيش از رحلت حضرت ختمى مرتبت مسلمان شده ولى آن حضرت را نديده است .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از هشام ، از محمد ما را خبر داد كه * عبيده دو سال پيش از رحلت پيامبر ( ص ) نماز مىگزارده ولى با آن حضرت ديدار نداشته است .
محمد بن سعد مىگويد ، محمد بن عمر واقدى گفت كه * عبيده به روزگار عمر از سرزمين خود هجرت كرده و از عمر و على و عبد الله بن مسعود روايت كرده است .
گويد فضل بن دكين و ابو عامر عقدى و مسلم بن ابراهيم همگى ، از قرة بن خالد ، از محمد بن سيرين ما را خبر داد كه مىگفته است * عبيده كارگزار و سالار قوم خود بوده است .