( 1 ) دادند كه مىگفته است * از ابراهيم در بارهء علقمه و اسود پرسيدم كه كداميك برترند . گفت :
علقمه و او در جنگ صفين شركت داشته است .
گويد فضل بن دكين ، از ابو الاحوص ، از ابو اسحاق ، از عبد الرحمان بن اسود ما را خبر دادند كه مىگفته است * علقمه و اسود مىگفتهاند كامل كردن سلام دادن دست دادن به يك ديگر است و كامل كردن حج در اين است كه در عرفات همراه امام - پيشنماز - دو نماز - ظهر و عصر - را بگزارى .
گويد فضل بن دكين ، از حنش بن حارث ما را خبر داد كه مىگفته است پيرمردان ما براى ما نقل كردند كه * چون صداى علقمه به تلاوت قرآن بر مىخاست ، عبد الله بن مسعود مىگفت : اى علقمه ! بخوان كه پدر و مادرم فداى تو باد ، و او را فرمان مىداد كه پس از - مرگ - عبد الله بن مسعود هم همان گونه قرآن بخواند .
گويد فضل بن دكين ما را خبر داد ، محمد بن سعد مىگويد خيال مىكنم گفت حنش ، از پيرمردان خودشان نقل مىكرد كه عمرو بن ميمون مىگفته است * ده سال در شهر نانواى علقمه بودم .
عبيد الله بن موسى و احمد بن يونس هر دو ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از اسود ما را خبر دادند كه مىگفته است * علقمه وصيت كرد به هنگام مرگ لا إله الا الله را بر او تلقين دهند و هيچ كس را هم از مرگ او آگاه نسازند .
فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو ، از سفيان ، از حصين ، از ابراهيم ما را خبر دادند كه علقمه گفته است * به هنگام مرگ لا إله الا الله بر من تلقين كنيد و با شتاب مرا كنار گورم برسانيد و خبر مرگ مرا اعلام مكنيد كه بيم دارم همچون اعلام كردن دورهء جاهلى باشد .
گويد اسحاق بن منصور ، از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر دادند كه مىگفته است * علقمه به اسود و عمرو بن ميمون گفته است به هنگام مرگ لا إله الا الله را فراياد من آوريد و هيچ كس را از مرگ من آگاه مسازيد كه آن كار خبر مرگ دادن يا فراخواندن به سنت جاهلى است .
گويد وكيع بن جراح ، از محمد بن قيس ، از على بن مدرك نخعى ، از ابراهيم ، از خود علقمه ما را خبر داد كه وصيت كرده و گفته است * اگر بتوانى به هنگام مرگ من چنان كنى كه آخر كلمه من اين باشد : « لا إله الا الله وحده لا شريك له » انجام بده و به هيچ كس خبر
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٣٨