( 1 ) محمد بن عمر واقدى از معاذ بن محمد ، از عمران بن ابى انس ، از خود عمر بن عبد العزيز ما را خبر داد كه مىگفته است * در نماز فقط يك سلام مىداده و رو به قبله مىگفته است « السلام عليكم » . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از ابو سليمان داود بن خالد ، از سهيل بن ابى سهيل ما را خبر داد كه مىگفته است ، از رجاء بن حيوه شنيدم كه مىگفت [ 2 ] * روز جمعهاى سليمان بن عبد الملك جامهء خز سبز پوشيد و در آينه نگريست و گفت : به خدا سوگند كه من پادشاه جوانم . سليمان براى خواندن نماز جمعه با مردم بيرون رفت و هنوز برنگشته و به خانه نرسيده بود كه تب بر آورد . و چون بيمارى او سنگين شد عهد نامه نوشت و پسر خود را كه پسر بچهاى به بلوغ نرسيده بود وليعهد ساخت . من گفتم : اى امير المؤمنين از چيزهايى كه خليفه را از عذاب گور حفظ مىكند اين است كه مرد شايستهاى را به جانشينى خود بگمارد .
سليمان گفت : اين فقط نامهاى است . از خداوند طلب خير مىكنم ، و در اين باره مىانديشم و تصميم قاطعى در مورد ايوب ندارم . يكى دو روز گذشت سليمان آن عهد نامه را پاره كرد و مرا فرا خواند و پرسيد دربارهء داود بن سليمان چه نظرى دارى ؟ گفتم : او در قسطنطينه است و اين جا حضور ندارد وانگهى نمىدانى زنده است يا مرده . پرسيد تو در بارهء چه كسى نظر دارى . من كه مىخواستم ببينم نظر خودش دربارهء كيست ، گفتم : اى امير المؤمنين ! هر انديشه و نظرى كه خوددارى پسنديده است . پرسيد دربارهء عمر بن عبد العزيز چه نظر دارى ؟ گفتم :
به خدا مردى مسلمان و فاضل و برگزيده است . گفت : آرى همين گونه است ولى به خدا سوگند اگر او را به تنهايى وليعهد سازم و كسى از پسران عبد الملك را پس از او قرار ندهم فتنه بر پا خواهد شد و نمىگذارند بر آنان حكومت داشته باشد . ناچار بايد يكى از پسران عبد الملك را پس از عمر بن عبد العزيز به وليعهدى او بگمارم . يزيد بن عبد الملك در آن هنگام به سمت امير حاج گماشته شده بود و در دمشق حضور نداشت . سليمان گفت : يزيد را پس از عمر بن عبد العزيز قرار مىدهم و اين چيزى است كه آنان را تسكين مىبخشد و
هامش
[ 1 ] . موضوع بلند گفتن يا آهسته گفتن بسم الله الرحمن الرحيم از دير باز ميان مسلمانان مورد اختلاف بوده است . شيعيان و شافعيان معتقد به بلند گفتن آن هستند و براى آگهى بيشتر به تفسير كشاف زمخشرى و مجمع البيان طبرسى و ابو الفتوح رازى و بحث مستوفاى مرحوم خويى ( ره ) در البيان ص 470 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . دبير سليمان و رازدار او و در گذشته به سال 112 هجرى و از واعظان نامور قرن اول و دوم هجرى است . به خير الدين زركلى ، الاعلام ج 3 ، ص 43 مراجعه شود .