( 1 ) پوزش مىخواهم به خدا سوگند هنگامى كه پيش سالم بن عبد الله مىرفتيم لازم نبود نسبت به تو اين گونه رفتار كنيم . آن گاه عبيد الله به مالك گفت : بخوان و خود ديدم كه مالك احاديث را بر زهرى مىخواند . زهرى گفت : خدايت عافيت دهد بس است . آن گاه عبيد الله شروع به خواندن كرد . عبد الرحمان بن عبد العزيز مىگويد : خود مىديدم كه مالك بن انس احاديث را بر زهرى مىخواند .
از قول سفيان بن عيينة مرا خبر دادند كه گفته است عمرو بن دينار مىگفته است * هيچ كس را از زهرى آشناتر به حديث نديدم . سفيان گويد : گاهى بر زهرى حديثى را عرضه مىكردند . گويد : ابن جريج پيش او آمد و گفت : مىخواهم كتابى را بر تو عرضه دارم .
گفت : سعد دربارهء پسرش با من سخن گفت و سعد به هر حال سعد است . سفيان مىگويد : ابن جريج به من گفت : تصور نمىكنى كه زهرى از او بيم داشته باشد و سپس حديث ابو الاحوص را نقل كرد . سعد گفت : ابو الاحوص كيست ؟ گفت : همان پيرمردى كه فلان جا نشسته بود مگر او را نديدى ؟ و شروع به وصف كردن او كرد . [ 1 ]
سفيان گويد : زهرى على بن زيد را همراه خود بر تشك خويش نشاند . زهرى دو جامهء شسته شده بر تن داشت كه بوى اشنان [ 2 ] از آن به مشام مىرسيد . على بن زيد گفت :
كاش دستور مىدادى آن را بوى خوش دهند . گويد : زهرى نزديك مغرب وارد مسجد شد نفهميدم طواف كرد يا نه و گوشهاى نشست . عمرو كنار ستونها نشسته بود . كسى به زهرى گفت : اين عمرو است . زهرى برخاست و كنار عمرو نشست . عمرو گفت : چيزى جز زمينگيرى من مانع نبود كه پيش تو بيايم . [ 3 ] آن دو ساعتى گفتگو و پرسش و پاسخ داشتند . و زهرى هر گاه از او حديث مىكرد مىگفت فلان كس كه از گنجينههاى دانش است مرا حديث كرده است .
عبد الرحمان بن مهدى از گفتهء وهيب نقل مىكند كه مىگفته است شنيدم ايوب [ 4 ] مىگفت * هيچ كس را در حديث داناتر از زهرى نديدهام . صخر بن جويريه گفت : حتى
هامش
[ 1 ] . به نظر مىرسد در اين حديث گسستگى است اين بنده متوجه پيوند مطالب نشدم .
[ 2 ] . گياهى كه براى شستن جامه به كار مىرفته و خوشبو نبوده است .
[ 3 ] . تشخيص اينكه اين عمرو كيست دشوار است آيا مقصود عمرو بن دينار است ؟ .
[ 4 ] . همچنين تشخيص اينكه اين ايوب كيست دشوار است . ظاهرا منظور ايوب بن ابى تميمه سختيانى متولد به سال 68 و در گذشته به سال 131 هجرى است . به سيوطى ، طبقات الحفاظ ، چاپ على محمد عمر ، مصر ، 1393 ، ص 52 مراجعه فرماييد .