( 1 ) گفتهء ارطاة بن منذر [ 1 ] ما را خبر داد كه مىگفته است * تنى چند پيش عمر بن عبد العزيز بودند و از او مىخواستند تا در خوراك خود مراقبت كند و به هنگام نماز براى خود پاسدارى بگمارد كه مبادا كسى بر او حمله برد و او را بكشد و مىخواستند به هنگام بروز طاعون به جاى ديگرى كوچ كند و به او خبر مىدادند كه خليفگان پيش از او بدان گونه رفتار مىكردهاند . عمر به ايشان گفت : با اين همه آن خليفگان اينك كجايند ؟ و چون آنان بيش از اندازه اصرار كردند . گفت : پروردگارا اگر مىدانى كه از روزى جز روز رستخيز بيم دارم بيم مرا به امان و آرامش مبدل مفرماى .
احمد بن ابى اسحاق از عبد الرحمان بن مهدى ما را خبر داد كه مىگفته است محمد بن ابى الوضّاح ، از خصيف ، از مجاهد براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پيش عمر بن عبد العزيز رفتيم و چنين مىپنداشتيم كه به زودى ضمن بحث نيازمند به ما خواهد شد ولى از پيش او بيرون نرفتيم تا آنكه ما نيازمند او شديم . خصيف در پى اين حديث گفته است : من هرگز مردى بهتر از عمر بن عبد العزيز نديدهام .
زهير بن حرب از وليد بن مسلم ما را خبر داد كه مىگفته است ، از محمد بن عجلان شنيدم كه * حاكمان پيش از عمر بن عبد العزيز بخشى از درآمد زكات و خراج را براى بخور دادن و عطرآگين ساختن فضاى مسجد پيامبر ( ص ) در جمعهها و ماه رمضان قرار داده بودند . و چون عمر بن عبد العزيز خليفه شد فرمان داد و نوشت كه آن اعتبار را قطع كنند و نشانههاى آن را از مسجد پاك سازند . محمد بن عجلان در پى اين حديث مىگفته است : من خودم ديدم كه خادمان مسجد باقى مانده و نشانههاى آن عطر را با آب و پارچه پاك مىكردند .
احمد بن ابى اسحاق از عبيد بن وليد ما را خبر داد كه مىگفته است ، از پدرم شنيدم كه مىگفت * مدتى بدون اطلاع عمر بن عبد العزيز آب وضوى او را در آشپزخانه عمومى گرم مىكردند . پس از آنكه مطلع شد پرسيد چند وقت است كه اين كار را انجام مىدهيد ؟ گفتند :
يك ماه يا حدود آن . عمر براى جبران اين موضوع مقدارى هيزم در آشپزخانه عمومى ريخت .
احمد بن ابى اسحاق از عبيد بن وليد ، از پدرش ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز
هامش
[ 1 ] . ارطاة بن منذر از مردم حمص شام و از تابعيان و مردى زاهد و فقيه بوده است ، به شماره 689 ميزان الاعتدال ذهبى ، شماره 689 مراجعه فرماييد .