تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 1 ) خود برويد و براى عبد الحميد بن عبد الرحمان نوشت : بلال نافرخنده و بد است او را به كارى مگمار و نه هيچ يك از فرزندزادگان ابو موسى را . [ 1 ] يكى از راويان مىگويد ، عمر بن عبد العزيز نوشت : اين بلالك بد را به كارى مگمار ، او را كوچك شمار . على بن محمد - مدائنى - از عوانة بن حكم كلبى ما را خبر داد كه * چون سليمان بن عبد الملك در دابق درگذشت و عمر بن عبد العزيز خليفه شد ، عمر براى مردم سخنرانى كرد و گفت : به خدا سوگند نه در پى خلافت بودم و نه در آرزوى آن . اينك از خدا بترسيد و خود رعايت حق كنيد و آنچه را به ستم گرفته شده است باز پس دهيد كه به خدا سوگند در دل من هيچ گونه كينه و نگرانى بر هيچ كس از اهل قبله نيست مگر دل تنگى بر اسراف‌كاران تا خداوند آنان را به ميانه‌روى برگرداند . نامه‌اى هم به مسلمه كه در سرزمين روم بود نوشت و به او فرمان برگشتن داد و به مردم هم پيام فرستاد و اجازه بازگشت داد . على بن محمد از عبد الله بن عمر ثعلبى كه از افراد خاندان ضبارى بن عبيد بن ثعلبة بن يربوع است و از مثنى بن عبد الله ما را خبر داد كه مىگفته‌اند * عمر بن عبد العزيز براى سالم [ 2 ] نوشت كه چگونگى سيره عمر بن خطاب را براى او بنويسد . سالم براى او نوشت كه عمر بن خطاب در روزگارى غير از روزگار تو و با مردانى كه غير از دولتمردان تو بودند زندگى مىكرد ، اينك اگر تو در روزگار خود و دولتمردان خويش بتوانى همچون عمر رفتار كنى با در نظر گرفتن روزگار و دولتمردان او ، نه تنها همچون عمر كه برتر از او خواهى بود . على بن محمد از عبد الرحمان بن يزيد بن جابر ما را خبر داد كه مىگفته است * مردم اسبها را براى اجراى مسابقه به درگاه سليمان بن عبد الملك آورده بودند . سليمان پيش از تاريخ برگزار كردن مسابقه درگذشت . عمر از مردم آزرم كرد و اسبهايى را كه جمع شده بود به مسابقه گذاشت ، به آخرين اسب هم جايزه داد و هيچ‌كس را نوميد نساخت و پس از آن تا هنگامى كه درگذشت مسابقه‌اى برگزار نكرد . على بن محمد - مدائنى - از مسلمة بن محارب ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى عدى بن ارطاة نوشت : سرشناسان و سرپرستان عشاير جايگاه خود را دارند ولى دربارهء سرپرستان و فرماندهان سپاه دقت كن ، و هر كس را كه دربارهء امانت او براى ما و قوم خودش خشنودى بر جاى بدار و هر كه را نمىپسندى به جايش كسى را كه
هامش
[ 1 ] . بلال و برادرش عبد الله فرزندان ابو برده و نوادگان پسرى ابو موسى اشعرىاند . [ 2 ] . سالم پسر عبد الله و نواده عمر بن خطاب و پسر عموى مادر عمر بن عبد العزيز است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 92 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد