تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
( 1 ) سهم خودت را كتيبه قرار بده ، نخستين مهره كه در قرعه بيرون آمد و براى كتيبه قرعه كشى شده بود همان مهره بود كه بر آن نشانه بود و بدين گونه كتيبه به صورت خمس غنايم خبير در اختيار رسول خدا قرار گرفت . مهره‌هاى ديگر بىنشانه بود و هيجده سهم را شامل مىشد و به صورت مشاع در اختيار مسلمانان قرار گرفت . ابو بكر بن محمد مىگويد كه من اين موضوع را براى عمر بن عبد العزيز نوشتم . [ 1 ] محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت محمد بن بشر بن حميد مزنى ، از پدرش براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز مرا فرا خواند و گفت : اين مال را كه چهار يا پنج هزار دينار بود بگير و به مدينه پيش ابو بكر بن حزم ببر و او را بگو كه پنج يا شش هزار دينار ديگر از درآمد مزرعه كتيبه بر آن بيفزايد كه ده هزار دينار بشود و آن را به طور مساوى ميان مرد و زن و بزرگ و كوچك بنى هاشم تقسيم كند . گويد : ابو بكر بن محمد بن حزم همان گونه رفتار كرد . زيد بن حسن از اين موضوع خشمگين شد و سخنانى به ابو بكر گفت و ضمن آن به عمر بن عبد العزيز دشنام داد و از جمله سخنان او اين بود كه عمر ميان من و كودكان يكسان رفتار مىكند . ابو بكر گفت : نبايد اين سخن از گفتهء تو به امير المؤمنين برسد و او را خشمگين سازد و حال آنكه او نسبت به شما نيك‌انديش است . زيد گفت : بنابر اين به حق خدا سوگند از تو مىخواهم كه اين موضوع را براى او ننويسى و آگاهش نسازى . بشر بن حميد مىگويد : ابو بكر براى عمر بن عبد العزيز نوشت و متذكر شد كه زيد بن حسن درشت گويى كرده و چنين و چنان گفته است . من گفتم : اى امير المؤمنين براى زيد بن حسن حق خويشاوندى و قرابت - به رسول خدا - محفوظ است و عمر به موضوع اعتنا نكرد و رها ساخت . فاطمه دختر حسين ( ع ) براى عمر بن عبد العزيز نامه نوشت و از اين كار او سپاسگزارى كرد و نوشته بود به خدا سوگند نسبت به كسانى كه خدمت‌گزارى ندارند خدمت كردى و برهنگان بنى هاشم جامه‌دار شدند . عمر بن عبد العزيز از آن نامه شاد شد . محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت اسماعيل بن عبد الملك ، از يحيى بن ابى يعلى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * چون آن مال براى ابو بكر بن حزم رسيد و آن را تقسيم كرد و به هر كس پنجاه دينار رسيد . يحيى مىگويد ، فاطمه دختر حسين ( ع ) مرا
هامش
[ 1 ] . واقدى اين روايت را در مغازى ، چاپ مارسدون جونس ، ص 692 و در ترجمهء آن به قلم اين بنده در صفحه 528 آورده است و درباره چگونگى تقسيم درآمد مزرعهء كتيبه به تفصيل بحث كرده است .