( 1 ) عمر بن عبد العزيز آن را بر اعقاب عبد المطلب تقسيم كرد . من گفتم : مگر به بنى عبد المطلب داده است ؟ گفتند : آرى به غير از اعقاب عبد المطلب به كس ديگرى نرسيد .
محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت يزيد بن عبد الملك نوفلى ، از گفته پدرش براى ما نقل كرد كه گفته است * چون مال خمس از سوى عمر بن عبد العزيز براى ما رسيد و از سوى او و درآمد كتيبه فراهم آمده بود آن را ميان مردان و زنان هاشمى تقسيم كرد .
نامهاى به عمر بن عبد العزيز نوشته و دربارهء اعقاب مطّلب سؤال شد . در پاسخ نوشت آنان هم از بنى هاشم هستند به ايشان پرداخت شود .
عبد الملك بن مغيره گفته است تنى چند از بنى هاشم جمع شدند و نامهاى نوشتند و همراه نمايندهاى به حضور عمر بن عبد العزيز فرستادند . در آن نامه از رفتار او نسبت به خود و رعايت پيوند خويشاوندى سپاسگزارى كرده و نوشته بودند كه از روزگار معاويه همواره به ايشان ستم شده بوده است . عمر بن عبد العزيز در پاسخ نوشت : راى من پيش از اين هم همين گونه بود . با وليد بن عبد الملك و سليمان هم گفتگو كرده بودم نپذيرفتند . چون خود عهدهدار كار شدم به كارى كه آن را موافقتر با حقيقت مىدانستم دست يازيدم و اين به خواست خداوند مطابق با حق است .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت حكيم بن محمد كه از خاندان مطلب است براى ما نقل كرد و گفت * چون نامه عمر بن عبد العزيز رسيد كه اموالى ميان بنى هاشم تقسيم شود ، ابو بكر بن محمد بن حزم خواست ما را كنار بگذارد . بنى عبد المطلب گفتند تا به آنان داده نشود و نگيرند ما يك درم نخواهيم گرفت . ابو بكر چند روزى ما را سرگردان داشت و سپس نامهاى به عمر بن عبد العزيز نوشت . بيست و چند روز بيشتر طول نكشيد كه پاسخ نامه براى او رسيد كه به جان خودم من ميان آنان فرقى نمىگذارم كه آنان از دير باز و در پيمان قديمى از بنى عبد المطلب شمرده مىشدهاند . آنان را همچون بنى عبد المطلب قرار بده .
عبد الله بن جعفر از گفته ابو المليح ، از ابن عقيل يعنى عبد الله بن محمد بن عقيل بن ابى طالب براى ما نقل كرد كه مىگفته است * نخستين مالى كه عمر بن عبد العزيز تقسيم كرد مالى بود كه براى خاندان ما فرستاد . به زن و كودك ما هم به همان اندازه مردان داد و به خاندان ما سه هزار دينار رسيد و براى ما نوشت اگر زنده بمانم همه حقوق شما را به شما پرداخت مىكنم .
على بن محمد - مدائنى - از يحيى بن اسماعيل بن ابى المهاجر ، از پدرش ما را خبر
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٨٧