تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
( 1 ) شنيده‌ايم ولى تو گاه به خاطر مىآورى و گاه فراموش مىكنى . محمد بن معاويه ما را خبر داد و گفت داود بن خالد ، از محمد بن قيس براى ما نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز به كارگزار خود در مصر نوشته براى عقوبت بيش از سى تازيانه مزن ، مگر در باره حدودى كه خداوند مقرر فرموده است . همين محمد بن معاويه با همين اسناد ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز فرمان داده بود آب وضو و غسل او را در مطبخ عامه - هزينه عمومى دربار - گرم نكنند . محمد بن ربيعه كلابى از جعفر بن برقان ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز نوشت : هر كس مىتواند براى گزاردن نماز عيد پياده حركت كند حتما پياده برود . محمد بن ربيعه از گفتهء طلحة بن يحيى ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز بر هيچ جنازه‌اى تكبير نمىگفت تا آنكه فزونهاى حنوط را از آن بر افشانند . محمد بن ربيعه از اسماعيل بن رافع ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز پس از آنكه به خلافت رسيد در معبد يهوديان - يا در كليسا - بر ما پيشنمازى كرد و نماز گزارد . مسلم بن ابراهيم ما را خبر داد و گفت عثمان بن عبد الحميد بن لاحق ، از گفتهء پدرش براى ما نقل كرد كه * مردى پيش عمر بن عبد العزيز قرآن خواند ، گروهى حضور داشتند يكى از ايشان گفت : اين قارى اشتباه خواند . عمر بن عبد العزيز گفت : آيا اين آيات كه شنيدى تو را از خرده‌گيرى باز نداشت ؟ مسلم بن ابراهيم ما را خبر داد و گفت عثمان بن عبد الحميد ، از موسى بن رياح بن عبيدة ، از برادرش خيار براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در مجلسى بودم ، عمر بن عبد العزيز آمد . و اين پيش از خليفه شدن او بود . عمر بدون اينكه سلام بدهد نشست . همان دم متوجه شد كه سلام نداده است برخاست سلام داد و دوباره نشست . مسلم بن ابراهيم ما را خبر داد و گفت حارث بن عبيد ، از مطروراق ، از رجاء بن حيوة براى ما نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز به مكحول [ 1 ] گفته است بر حذر باش كه دربارهء
هامش
[ 1 ] . ابو عبد الله مكحول بن ابى مسلم شهراب كه ايرانى و متولد در كابل و از اسيران جنگى بوده است پس از آزادى و آموختن فقه مقيم دمشق و پيوسته دربار امويان شده است . او به سال 112 يا 118 در گذشته است . براى آگهى بيشتر به ابو اسحاق شيرازى ، طبقات الفقهاء ، تحقيق احسان عباس ، بيروت ، 1970 ميلادى ، ص 75 ، مراجعه شود .