الامر العاشر : الحقيقة الشرعية
يكى ديگر از مباحث علم اصول ، مسئله حقيقت شرعيه است . قبل از ورود به اصل بحث ذكر اين نكته به عنوان مقدمه لازم است كه همانطورىكه سابقا گذشت وضع ، دو نوع است 1 - وضع تعيينى كه توسط واضع مشخصى لفظى را بر معنايى قرار دهند 2 - وضع تعينى كه بر اثر كثرت استعمال حاصل مىشود .
درهرصورت اگر لفظى را در دنياى لغات بر معنايى وضع نمايند پس از آن استعمال آن كلمه در معناى اصلىاش حقيقت لغويه است مانند استعمال لفظ « اسد » در شير درنده يا استعمال لفظ « انسان » در حيوان ناطق .
اما بحث حقيقت شرعيه اين است كه ما در قرآن و روايات با كلماتى كه به عنوان اسامى براى عبادات وضع شدهاند مواجه مىشويم مانند لفظ صلات و صوم يا زكات و حج و امثال اينها .
هريك از اين كلمات قبل از اسلام در معناى خاصى وضع شدهاند مثلا صلات به معنى دعا و صوم به معنى خوددارى كردن و زكات به معناى پاكيزگى يا رشد و نمو و حج به معنى قصد كردن بوده است اما بعد از ظهور اسلام ، اين كلمات به معناى جديدى منتقل شده و در معانى جديد خود به كار رفتهاند مثلا صلات به معناى نماز و صوم به معناى روزه و زكات به معنى مقدار خاصى از مال كه به فقراء اختصاص دارد و حج به معناى مناسك و عبادت خاصى كه در مكه انجام مىگيرد تغيير كردند .