مثل اينكه لفظ « عين » را در مورد چيزهايى كه نام عين دارند استعمال كند در اين صورت استعمال لفظ واحد در بيشتر از يك معنا نيست بلكه در آنجا كلمه « عين » در يك معناى واحد به كار رفته كه آن معنا داراى مصاديق متعددى مىباشد و لذا اين مورد از بحث ما خارج است .
در هر حال ، مسألهء استعمال لفظ واحد در بيشتر از يك معنا ، اختلافى بوده و چهار نظريه مختلف در اين رابطه مطرح شده است 1 - جواز استعمال لفظ مشترك در بيشتر از يك معنا بطور مطلق ( در لفظ مفرد و يا تثنيه و جمع و در جملات مثبت يا منفى و غير آن ) كه آيت اللّه سبحانى به اين نظريه تمايل دارند .
2 - عدم جواز مطلقا ( در لفظ مفرد و تثنيه و جمع و در جمله مثبت يا منفى ) كه نظر مشهور اصوليين هم همين است .
3 - تفاوت بين لفظ مفرد و تثنيه و جمع كه در الفاظ مفرد چنين استعمالى جايز نيست اما در تثنيه و جمع جايز است .
4 - تفاوت بين جملات مثبت و منفى كه در جملات مثبت جايز نيست اما در جملههاى منفى جايز است .
مؤلف محترم كتاب بر خلاف مشهور به نظريه اول معتقد بوده و مىفرمايند : بهترين دليل بر جواز و امكان چنين استعمالى ، وقوع آن در لغت عرب است بهطورى كه اگر كسى كلمات ادباء و سخنوران عرب را بررسى نمايد نمونههاى زيادى از استعمال لفظ مشترك در بيشتر از يك معنا را مىيابد . آنگاه به گفتار شاعرى از عرب استناد كردهاند كه او در وصف پيامبر اسلام ( ص ) شعرى سروده و در ابيات آن يكبار لفظ « عين » را آورده اما چندين معناى مختلف آن را اراده كرده است .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٨٣