تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
لفظ « قضاء » معانى متعددى را ذكر كرده است مانند حكم كردن - ساختن - واجب كردن - توضيح دادن - مرگ - كار را به اتمام رساندن - تعهد كردن - سفارش نمودن و پرداخت و اداى دين . در حالى كه همه اين‌ها مصاديق مختلفى براى يك معناى واحد است و از اين جهت صاحب كتاب مقاييس اللغة همه اين موارد را به يك معنا و يك اصل واحد برگردانده است . ] و قد اشتمل القرآن على اللفظ المشترك كالنجم المشترك بين الكوكب و النبات الذى لا ساق له به تحقيق كه قرآن نيز مشتمل بر الفاظ مشترك هست مانند لفظ « نجم » كه به معناى ستاره و گياهى كه ساقه ندارد ( بوته ) در قرآن آمده است قال سبحانه
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
( النجم / 1 ) خداوند سبحان مىفرمايد قسم به ستاره هنگامى كه غروب مىكند و قال سبحانه
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
( الرحمن / 6 ) و باز خداوند مىفرمايد گياهان و درختان سجده مىكنند . هذا كله فى المشترك اللفظى تمام اين مباحث پيرامون مشترك لفظى بود و اما المشترك المعنوى فهو عبارة عن وضع اللفظ لمعنى جامع يكون له مصاديق مختلفة كالشجر الذى له انواع كثيرة اما مشترك معنوى عبارت است از اينكه يك لفظى براى يك معناى جامع و كلى كه داراى مصاديق و افراد متعدد است وضع شود مانند لفظ « شجر » كه داراى افراد مختلف در خارج مىباشد .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 79 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت