تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
بسيارى از موارد يك لفظ براى چند معنا يا چند لفظ در يك معنا وضع شده است و لذا مسئله اشتراك و ترادف بوجود آمد . گاهى هم منشا تحقق اشتراك لفظى ، كثرت استعمال يك لفظ در معناى مجازى است به اين صورت كه لفظى را در معناى مجازى آن به كرات و دفعات كثيرى استعمال كرده‌اند به‌طورى كه ظهور در همان معناى مجازى پيدا كند و البته معناى اصلى كلمه هم متروك نشود مثل اينكه لفظ « غائط » در لغت عرب به معناى گودال يا مكان پست مىباشد اما چون به صورت مجازى در مدفوع انسان استعمال شده و اين معناى مجازى از شهرت و كثرت بالايى برخوردار مىباشد لذا معناى مجازى اين كلمه در حد معناى اصلى و اولى لفظ درآمده و در كنار معناى اصلى قرار گرفته است و موجب پيدايش اشتراك لفظى شده است . اما مشترك معنوى عبارت است از اينكه ما يك لفظى را براى يك معناى جامع و كلى كه داراى مصاديق مختلف است وضع نماييم مانند لفظ شجر كه در بين تمام انواع درختان مشترك است . الاشتراك عبارة عن كون اللفظ الواحد موضوعا لمعنيين او اكثر بالوضع التعيينى او التعينى يعنى اشتراك لفظى عبارت است از اينكه يك لفظ واحد براى دو معنا يا بيشتر به صورت وضع تعيينى يا تعينى وضع شده باشد . و يقابله الترادف و هو وضع اللفظين او الاكثر لمعنى واحد كذلك و نقطه مقابل اشتراك ، ترادف است و آن عبارت است از اينكه دو لفظ يا بيشتر براى يك معنا وضع شوند به صورت وضع تعيينى يا تعينى و اختلفوا فى امكان الاشتراك اولا و وقوعه بعد تسليم