آنها اعتماد مىكنند و از طرف شرع هم منعى نسبت به اين ضوابط نرسيده است پس اينها حجيت و اعتبار دارند . [ كه در واقع اين جمله اخير بيانكننده نحوه حجيت و اعتبار اصول لفظيه است كه به نوعى برگشت به تأييد اين اصول از ناحيه شرع هم دارد ]
-
الامر الثامن : الاشتراك و الترادف
هشتمين مقدمه كتاب ، به مسئله اشتراك و ترادف اختصاص يافته است .
مشترك بر دو نوع است 1 - مشترك لفظى 2 - مشترك معنوى . آنچه بيشتر محل بحث اصوليين است همان مشترك لفظى است و آن عبارت است از اينكه يك لفظ واحد براى چند معناى متعدد وضع شده باشد مانند لفظ « عين » كه گفتهاند نزديك به هفتاد معنا دارد يا مثل لفظ « قرء » كه به معناى حيض و طهر آمده است .
اما ترادف به عكس اشتراك است يعنى چند لفظ متعدد همگى براى يك معنا وضع شدهاند مانند الفاظ « انسان » ، « بشر » ، « آدم » كه همگى براى حيوان ناطق وضع شدهاند .
در بين اصوليين در مورد امكان ترادف و اشتراك اختلاف نظر وجود دارد بهطورى كه بعضى از ايشان تحقق اين دو امر را مىپذيرند و گروهى هم معتقدند كه اشتراك لفظى و ترادف محال است . !
آيت اللّه سبحانى مىفرمايند اكثريت علماء بر اين عقيدهاند كه اشتراك و ترادف ممكن است و بهترين دليل برآن وقوع اين دو امر در زبان عربى است . مثلا لفظ « عين » در لغت عرب به چندين معنا آمده است از جمله