تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
به معناى چشم و چشمه و طلا و نقره و . . . كما اينكه در مورد الفاظ مترادف هم نمونه‌هاى بارزى وجود دارند مثل انسان و بشر و آدم كه همگى بر يك معنا دلالت دارند . اما بحثى كه در اينجا مطرح است اين است كه منشأ و ريشه پيدايش اشتراك و ترادف چيست ؟ و اشتراك لفظى چگونه بوجود آمده است ؟ مؤلف محترم كتاب مىفرمايند : ريشه اشتراك لفظى را بايد در يكى از اين دو چيز جستجو كرد 1 - نحوه زندگى قبائل عرب و نوع استعمالات الفاظ و محاورات ايشان 2 - كثرت استعمال بعضى از الفاظ در معناى مجازى . توضيح مطلب آن است كه در جوامع ابتدايى قديم ، قبائل مختلف عرب جدا از هم و در مكانهاى مختلف زندگى مىكرده‌اند و چون نوعا با يكديگر ارتباط نداشته‌اند از حال و روز هم بىخبر بوده‌اند يعنى اين نحو ارتباطات وسيعى كه امروزه وجود دارد در قديم نبوده است لذا مردمان آن زمانها كمتر از يكديگر باخبر بوده‌اند . از طرف ديگر چون زندگى انسانها به صورت اجتماعى است و مردم با يكديگر سروكار دارند ساده‌ترين نوع ارتباط ، همان محاوره و صحبت كردن است ازاين‌رو در يك قبيله لفظى را براى معنايى وضع مىكردند مثلا عين را براى چشمه . و در قبيلهء ديگرى همان لفظ را براى معناى ديگرى قرار مىدادند مثلا عين را براى طلا ، بدون اينكه اين دو قبيله از يكديگر خبر داشته باشند و هكذا در قبايل ديگرى نيز ممكن بود اين لفظ ، در معانى ديگرى وضع شود . بعدها كه علماى لغت به جمع‌آورى لغات اقدام كردند متوجه شدند كه در
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 75 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت