اسدا ؛ الحيوان المفترس او الجندى الشجاع ؟ مانند اينكه شك حاصل شده در اينكه گوينده كه گفت « رايت اسدا » آيا منظورش شير درنده است يا سرباز شجاع ؟ فعندئذ يعالج الشك عند العقلاء بضابطة خاصة پس در اين هنگام شك را با معيار خاصى كه در نزد عقلاء وجود دارد بر طرف مىكنند و هى الاخذ بالمعنى الحقيقى ما لم يدل دليل على المعنى المجازي و آن معيار اين است كه ما تا زمانى كه دليلى بر مجازيت نيابيم معناى حقيقى را گرفته [ و كلام را برآن حمل مىكنيم ] و هذا ما يعبر عنه باصالة الحقيقة و اين چيزى است كه از آن به اصالت حقيقت ياد كردهاند .
-
2 - اصالة العموم ( اصالت عموم )
اذا ورد عام فى الكلام كما اذا قال المولى اكرم العلماء هنگامى كه كلامى به صورت عام وارد شود مانند اينكه مولى بگويد علماء را اكرام كن [ با توجه به اينكه جمع محلى به الف و لام افاده عموم مىكند ] و شك فى ورود التخصيص عليه و شك حاصل شود در وارد شدن تخصيصى برآن عام و اخراج بعض افراده كالفاسق و استثناء بعضى از افراد عام مانند فاسقها فالاصل هو الاخذ بالعموم و ترك احتمال التخصيص پس اصل بر اين است كه ما عموم را گرفته و احتمال تخصيص را ترك نماييم و هذا ما يعبر عنه باصالة العموم و اين همان چيزى است كه از آن به اصالت عموم ياد كردهاند .