كه چيزى در تقدير نباشد و لذا سخن فرعون را حمل بر معناى ظاهريش مىكنيم كه او ادعاى خدايى داشته است .
-
اصالة الظهور
بطور كلى جملات به دو دسته نص و ظاهر تقسيم مىشوند . نص ، كلامى است كه در معناى خودش صراحت دارد بهطورىكه احتمال ديگرى در مورد او وجود نداشته و قابل توجيه و حمل بر معناى ديگرى نيست مانند آيه
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ
كه لفظ
« حُرِّمَتْ »
صراحت در حرام بودن را داشته و قابل توجيه يا حمل بر معناى ديگرى نيست .
اما ظاهر ، كلامى است كه صراحت در يك معنا ندارد بلكه ظاهرش معنايى را افاده مىكند اما مع ذلك احتمال معناى ديگرى هم در آن لفظ وجود دارد مانند صيغه امر و نهى كه در كتابهاى اصولى گفتهاند فعل امر ظاهر در وجوب است اگرچه در بعضى از جاها ممكن است معناى استحباب هم بدهد يا فعل نهى ظاهر در حرمت است و البته در پارهاى از موارد به معناى كراهت هم آمده است . پس چون معناى ظاهرى امر و نهى ، وجوب و حرمت است به آن ظاهر مىگويند درحالىكه احتمال حمل و توجيه فعل امر و نهى در معناى استحباب و كراهت هم وجود دارد .
لازم به ذكر است كه در اين موارد حمل كلام بر معناى غير ظاهريش محتاج دليل است يعنى مثلا اگر ما بخواهيم فعل امرى را حمل بر استحباب كنيم حتما بايد دليل موجهى وجود داشته باشد و در موارد عدم دليل ، فعل امر ، حمل بر ظاهرش كه وجوب است مىشود .