-
اصالة العموم
لفظ عام ، همان لفظ كلى است كه داراى مصاديق متعدد است و البته در كتابهاى اصولى حكم عام ، حكمى است كه شامل تمام افراد و مصاديق لفظ عام باشد كه اين شمول و گستردگى نيز با دلالت لفظيه و با كمك الفاظ يا هيئتهاى خاصى بيان مىگردند مانند لفظ « كل » و هيئت جمع محلى به الف و لام مانند « العلماء » كه شامل همه عالمها مىشود . [ توضيح بيشتر درباره عام و انواع آن در باب عام و خاص خواهد آمد ]
حال گاهى گوينده لفظ عامى را به كار مىبرد اما در مورد منظور او شك حاصل مىشود كه آيا مراد او از اين لفظ عام ، همه افراد آن عام هست يا اينكه بعضى از افراد مد نظر او بوده است ؟ مثلا او گفته است « اكرم العلماء » و ما نمىدانيم كه آيا مراد او همه عالمها است يا بعضى از افراد عالمها ؟ و به عبارت ديگر ما احتمال مىدهيم كه شايد اين عام ، تخصيص خورده باشد و مثلا منظور گوينده از آن لفظ عام ، همه افراد و مصاديق موضوع له نباشد بلكه عالمهاى عادل مد نظر او باشد كه در اينجا چون دليلى بر تخصيص نداريم مىبايست كلام گوينده را حمل بر عموم كنيم كه به همين امر اصالت عموم گفته مىشود .
-
اصالة الاطلاق
لفظ مطلق از جهاتى شباهت به عام دارد يعنى در هر دو ، نوعى شمول و گستردگى لفظ ، نسبت به افراد و مصاديق متعدد موجود است اما بطور اجمال تفاوت عام و مطلق در اين است كه شموليت عام نسبت به افراد خود از نوع دلالت لفظيه است يعنى مثلا لفظ جمع محلى به الف و لام در