لغت عرب براى عموميت وضع شده يا كلمه « كل » و امثال آن براى عموم وضع شدهاند اما شموليت مطلق از نوع دلالت عقليه مىباشد يعنى صرف نيامدن قيد در كلام ، موجب اطلاق خواهد بود مثلا وقتى گفته شود « اعتق رقبة » يعنى يك برده آزاد كن ، ما عقلا مىفهميم كه آنچه مورد نظر مولى بوده نفس برده و رقبه است نه رقبهء خاص مانند رقبهء مؤمنه چرا كه اگر واقعا منظور او از « رقبه » ، برده مؤمن بود بايد با آوردن يك كلمه آن را به ما مىفهماند و لذا عقلا ما كلام او را حمل بر اطلاق مىكنيم . [ توضيح بيشتر در اين رابطه در باب مطلق و مقيد خواهد آمد ]
حال اگر در موردى شك كنيم كه مراد گوينده از اين لفظ ، معناى مطلق بوده يا مقيد ، در اينجا ما كلام را حمل بر اطلاق مىكنيم چرا كه تقييد نيازمند دليل است كه در فرض ما موجود نيست و همين امر ، به اصالت اطلاق معروف است .
مثلا خداوند فرموده است احل اللّه البيع و كلمه « البيع » مطلق است و شامل هر نوع معاملهاى خواهد بود حال اگر شك كنيم كه آيا مراد شارع از اين كلمه ، مطلق بيع است يا نوع خاصى از بيع مانند بيع با صيغه عربى و به عبارت ديگر اگر شك كنيم كه آيا لفظ بيع در آيه شريفه مقيد به حالت خاصى شده يا نه در اينجا ما اصل اطلاق را جارى كرده و كلام را بر تمامى مصاديق بيع حمل مىنماييم و حكم مىكنيم كه مثلا در بيع و معامله صيغه عربى شرط نيست .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٦٦