تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
لغت و امثال آن مسئله حل و فصل مىشود كه بحث آن مفصلا گذشت . و صورت دوم آن است كه ما معناى موضوع له كلمات را مىدانيم اما منظور گوينده براى ما مشخص نيست مثل اينكه ما مىدانيم كه لفظ « اسد » به معنى حيوان درنده است و معناى مجازى آن رجل شجاع مىباشد اما مراد گوينده كه گفته است رأيت اسدا براى ما معلوم نيست و نمىدانيم كه آيا مراد او رجل شجاع بوده يا حيوان درنده ؟ كه در اينجا اصول و قواعدى را در جهت تشخيص مراد گوينده جعل كرده‌اند كه به اصول لفظيه شهرت دارند و آنها عبارتند از : 1 - اصالت حقيقت 2 - اصالت عموم 3 - اصالت اطلاق 4 - اصل عدم تقدير 5 - اصالت ظهور -

اصالة الحقيقة

اگر در مراد گوينده شك حاصل شود كه آيا منظور او از استعمال فلان لفظ ، معناى حقيقى بوده يا مجازى و البته قرينه و دليلى هم در كلام او بر اراده مجاز ذكر نشده بلكه صرفا احتمال اراده معناى مجازى از طرف گوينده وجود دارد مانند اينكه او گفته است رأيت اسدا و ما نمىدانيم كه آيا منظور او از كلمه « اسد » معناى حقيقى آن يعنى شير درنده است يا معناى مجازى و رجل شجاع ؟ در اين صورت ما كلام گوينده را حمل بر معناى حقيقى مىنماييم چرا كه معناى حقيقى معناى اصلى كلمه و موضوع له آن است اما معناى مجازى ، معناى غير اصلى بوده و موضوع له كلمه نيست بنابراين اراده مجاز نيازمند به قرينه و دليل است كه در فرض ما موجود نيست . پس خلاصه مطلب اينكه حمل كلام بر معناى حقيقى آن ، اصالت حقيقت نام دارد .