تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و لذا استعمال لفظ اسد در معناى رجل شجاع به خاطر وجود شباهت ، چون اطراد ندارد مجازى است . بنابراين نتيجه‌اى كه حاصل مىشود اين است كه اطراد و شيوع استعمال يك لفظ در يك معنا علامت حقيقت مىباشد كما اينكه عدم اطراد و شايع نبودن استعمال يك لفظ در يك معنا نشان‌دهنده مجازيت آن استعمال خواهد بود . مثال ديگر : ما مىتوانيم لفظ « رجل » را در مورد زيد به كار ببريم زيرا خصوصيت مردانگى در او وجود دارد بعد مىبينيم كه در ساير موارد ديگر هم كه همين ويژگى رجوليت وجود داشته باشد مىشود لفظ « رجل » را استعمال كرد بنابراين متوجه مىشويم كه كلمه « رجل » در عالم لغت براى يك معنايى وضع شده كه شايع و رايج است در بين تمام مصاديق مردان اعم از زيد و عمر و بكر و خالد و . . . و هركس ديگرى كه خصوصيت مردانگى داشته باشد و لذا استعمال كلمه رجل در مورد مردان حقيقت است . نتيجه‌اى كه از اين بحث حاصل مىشود آن است كه اگر كسى كه جاهل به يك لغت و زبان است بخواهد بداند كه فلان كلمه چه معنايى دارد ، تنها راه براى او اين است كه به محاورات و گفت و شنودهاى اهالى آن منطقه گوش فرا دهد و ببيند كه مردم آن سرزمين هر لفظ را در چه معنايى به كار مىبرند و آنگاه از شيوع و اطراد استعمال يك لفظ در يك معنا ، معنى حقيقى كلمات را بدست آورد .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 57 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت