للآخر و اين اتحاد مفهومى عبارت ديگرى از [ نشاندهنده ] وضع يكى از اينها بر ديگرى است كما ان صحة السلب تكشف عن خلاف ذلك چنانچه صحيح بودن سلب يكى از ديگرى نشاندهنده خلاف وضع است [ و از صحت سلب متوجه مىشويم كه اين لفظ وضع براى آن معنا نشده ] مثلا اذا صح حمل الحيوان المفترس على الاسد بالحمل الاولى يكشف عن ان المحمول نفس الموضوع مفهوما مثلا وقتى حمل حيوان مفترس بر اسد ، به حمل اولى ذاتى درست باشد [ و ما بتوانيم بگوييم :
الاسد حيوان مفترس ] اين نشاندهنده اين است كه موضوع و محمول از نظر معنا يكى هستند . و هو عبارة اخرى عن وضع احدهما للآخر و اين اتحاد در مفهوم نشاندهنده وضع يكى از آنها بر ديگرى است . كما انه اذا صح سلب الحيوان الناطق عن الاسد بالحمل الاولى چنانچه اگر بر اساس حمل اولى ذاتى ، سلب حيوان ناطق از اسد صحيح باشد كما اذا قيل الاسد ليس حيوانا ناطقا مانند اينكه گفته شود اسد حيوان ناطق نيست يكشف عن التغاير المفهومى بينهما اين صحت سلب كاشف و نشاندهنده آن است كه مفهوم اسد با حيوان ناطق مغايرت دارد و هو يلازم عدم وضع احدهما للآخر و اين تفاوت و مغايرت مفهومى به معناى آن است كه اين دو براى يكديگر وضع نشدهاند .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٥٥