-
الامر السادس : علامات الحقيقة و المجاز
وقتى گوينده لفظى را در معنايى استعمال مىكند اگر معلوم و مشخص باشد كه آن معنا ، همان موضوع له است به اين استعمال حقيقت گفته مىشود . اما اگر در معناى مورد استعمال شك شود كه آيا اين معنا ، همان معناى اصلى و حقيقى كلمه است يا معناى مجازى ؟ ، در اينجا علامتها و نشانههايى را براى تشخيص معناى حقيقى از مجازى در نظر گرفتهاند كه اولين آنها تبادر است .
-
1 - التبادر
تبادر يعنى سبقت گرفتن يك معنا به ذهن شنونده به صرف شنيدن آن لفظ بدون وجود قرينه حاليه و مقاليه .
توضيح مطلب آن است كه : گاهى انسان لفظى را مىشنود كه آن لفظ ممكن است معانى متعددى داشته باشد اما از ميان آن معانى يك معنا زودتر به ذهن سبقت مىگيرد يعنى وقتى شنونده آن لفظ را مىشنود قبل از هر چيز ذهنش به سمت آن يك معنا مىرود و آن معنا به ذهن مىآيد كه همين سبقت گرفتن معنا به ذهن ، تبادر است و علامت حقيقت مىباشد .
مثلا با شنيدن لفظ « اسد » فورا حيوان درنده به ذهن انسان تبادر مىكند و علت آنهم اين است كه لفظ « اسد » براى حيوان مفترس وضع شده يعنى علقه وضعيه مطرح است و همين علقه و ارتباط وضعى سبب شده تا آن معنا زودتر از ساير معانى به ذهن برسد و در نتيجه تبادرى