تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
چنان كه شاعر عرب مىگويد : نزد شيرى كه مجهز به سلاح و آماده حمله بود ايستاده بودم كه داراى يالهاى بلند و ناخنهاى چيده نشده بود . فاستعمل لفظ الاسد حسب الوجدان فى نفس المعنى الحقيقى لكن بادعاء ان المورد اى الرجل الشجاع من مصاديقه و افراده حتى اثبت له آثار الاسد من اللبد و الاظفار همان گونه كه پيداست در اين شعر ، شاعر لفظ اسد را در خود معناى حقيقى به كار برده اگرچه منظور او رجل شجاع است منتها او ادعا دارد كه اسد مطرح شده در شعر ( يعنى رجل شجاع ) از مصاديق و افراد شير درنده است تا آنجا كه براى او آثار و نشانه‌هاى اسد مثل داراى يال بودن يا ناخنهاى بلند را هم ذكر كرده است . بعد آيت اللّه سبحانى در ادامه مىفرمايند : و هذا خيرة استاذنا السيد الامام الخمينى ( ره ) يعنى اين نظريه را استاد ما مرحوم امام خمينى هم پذيرفته‌اند . و الحاصل انه لو كان تفهيم المعنى الموضوع له هو الغاية من وراء الكلام فالاستعمال حقيقى و خلاصه مطلب اينكه اگر هدف از بكارگيرى لفظ فهماندن معناى موضوع له كلمه باشد آن استعمال ، حقيقى است . و ان كان مقدمة و مرآة لتفهيم فرد ادعائى و لو بالقرينة فالاستعمال مجازى اما اگر منظور از استعمال لفظ آن است كه آن كلمه به عنوان مقدمه و انعكاس‌دهنده فرد ادعايى باشد اگرچه آن فرد ادعايى به كمك قرينه مطرح گردد در اين صورت استعمال ، مجازى خواهد بود .