سفيدى از رشته سياهى آشكار گردد ( يعنى تا طلوع فجر صادق ) [ كه در اينجا كلمه « حتى » حرف جر مىباشد و جاى اين نزاع هست كه آيا غايت يعنى نفس تبين و روشن شدن طلوع فجر داخل در حكم مغيا يعنى جواز خوردن و آشاميدن هست يا نه ؟ ] و اما العاطفة فهى خارجة عن البحث لان الغاية فيها داخلة تحت حكم المغيى قطعا كما اذا قال مات الناس حتى الانبياء فان معناه ان الانبياء ماتوا ايضا اما اگر « حتى » حرف عطف باشد در آن صورت جاى نزاع وجود ندارد بلكه يقينا غايت داخل در مغيا هست مانند اينكه گفتهاند : همه مردم مىميرند حتى پيامبران ، كه معناى اين جمله آن است كه پيامبران هم مردهاند و الغرض من ذكر الغاية هو بيان انه اذا كان الفرد الفائق على ساير افراد المغيى محكوما بالموت فكيف حال الآخرين و نظيره القول المعروف : مات كل اب حتى آدم كه هدف از بيان اينگونه غايات ، اين است كه بگويند وقتى كه افراد برتر از ساير افراد مغيا بميرند [ يعنى پيامبران كه برترين انسانها هستند وقتى محكوم به مردن باشند ] پس وضعيت ديگران معلوم و مشخص است شبيه اينكه گفتهاند : تمام پدرها مردند حتى آدم . [ يعنى وقتى كه آدم ( ع ) كه پدربزرگ همه انسانهاست مرده است پس پدران ديگر هم بطريق اولى خواهند مرد ] .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٠٧