تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
اين‌گونه از جملات در مقام بيان اين مطلب است كه وقتى كه پيامبران كه برترين افراد بشر هستند مىميرند پس حال ساير مردم معلوم است . و بقول شاعر
جايى كه عقاب پر بريزد * از پشهء لاغرى چه خيزد
بعد آيت اللّه سبحانى در اصل بحث وارد شده و مىفرمايند : به عقيده ما ، نظريه اول كه مىگفت غايت مطلقا داخل در مغيا نيست حق و صحيح مىباشد چرا كه آنچه از اين‌گونه جملات به ذهن انسان تبادر مىكند اين است كه غايت داخل در مغيا نباشد مثلا در سوره قدر كه مىفرمايد :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ
يعنى ملائكه و روح در اين شب ( يعنى شب قدر ) به اجازه پروردگارشان فرود مىآيند و تا صبح و طلوع فجر اين آمدوشد ملائكه و بركات و رحمت الهى ادامه دارد . آنچه از اين آيه به ذهن انسان تبادر مىكند اين است كه نزول فرشتگان و رحمتهاى الهى تنها تا اذان صبح جريان دارد و نه بعد از آن . يا مثلا اگر كسى بگويد : من قرآن را تا سوره يس خواندم ، ظاهر اين جمله آن است كه او سوره يس را نخوانده است بلكه او قرآن را تا سر سوره يس خوانده است . و در آخر ، آيت اللّه سبحانى مىگويند : اگر شما اين قول اول را پذيرفتيد كه هيچ اما اگر نظريه اول را به هر دليل قبول نكرديد به نظر ما قول چهارم [ كه مىگفت نفس اين‌گونه جملات به‌خودىخود دلالتى بر دخول غايت در مغيا يا عدم آن ندارند و بايد اين امور را با قرائن و دلائل ديگر فهميد ، ] از همه قوىتر است .