باشند يا همجنس نباشند كه اين نظريه از سوى مرحوم آخوند صاحب كفايه و حضرت امام خمينى ( ره ) پذيرفته شده است .
نظريه دوم معتقد است كه غايت مطلقا داخل در مغيا مىباشد اعم از اينكه غايت و مغيا همجنس باشند يا همجنس نباشند .
در نظريه سوم بين جملاتى كه مقيد به غايت هستند فرق گذاشته شده است به اين صورت كه اگر غايت و مغيا همجنس باشند ، غايت داخل در مغيا هست مانند
فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ
كه مرفق يعنى آرنج با ايديكم يعنى دستها همجنس هستند چرا كه به هر دو مورد كلمه « يد » يعنى دست اطلاق مىگردد پس همانطورىكه شستن دستها واجب است ، شستن آرنج هم واجب مىباشد . اما اگر غايت و مغيا همجنس نباشند در اين صورت غايت داخل در مغيا نيست مانند آيه 187 سوره بقره كه در مورد روزه مىفرمايد :
ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ
يعنى سپس روزهء خود را تا شب كامل كرده و به پايان برسانيد . كه در اين آيه ، غايت يعنى
« اللَّيْلِ » *
با مغيا يعنى
« الصِّيامِ » *
همجنس نيستند چرا كه شب از جنس تاريكى است در حالى كه روز كه زمان روزه گرفتن است از جنس نور و روشنايى مىباشد و بر اين اساس ادامه دادن روزه در شب لازم نمىباشد .
و نظريه چهارم مىگويد : نفس اين جملات بهخودىخود دلالتى بر هيچ امرى ندارند بلكه تشخيص اينكه آيا غايت داخل در مغيا هست يا نه به واسطه دلائل و قرائن ديگر بايد معلوم گردد .