تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مقدار شستن دست در وضو تا آرنج 2 - تقييد حكم به غايت مانند عمومات كل شىء طاهر حتى تعلم انه قذر ، يعنى هر چيزى محكوم به پاكى است تا وقتى كه نجاست آن معلوم گردد . كه در اين جمله حكم طهارت مقيد به غايت و انتهايى است كه آن علم به نجاست مىباشد . يعنى تا وقتى اشياء پيرامون ما محكوم به طهارت هستند كه ما علم به نجاست آنها نداشته باشيم اما اگر در موردى علم به نجاست چيزى پيدا كنيم در اين صورت حكم پاكى جارى نخواهد شد . حال مىگوييم بحث دخول غايت در مغيا و عدم آن در مواردى جريان دارد كه غايت ، قيد براى موضوع حكم باشد اما اگر غايت ، قيد نفس حكم باشد در آن صورت بحث از دخول غايت در مغيا يا عدم آن بىمورد است چرا كه مثلا بين علم به نجاست و حكم به طهارت ، نقطه مشتركى وجود ندارد . و نكته دوم اينكه ادات غايت گاهى « الى » و گاهى « حتى » مىباشد . و كلمهء « حتى » نيز دو نوع است 1 - حتى حرف جر 2 - حتى حرف عطف . حال مىگوييم در صورتى كه ادات غايت ما ، « حتى » باشد بحث از دخول غايت در مغيا يا عدم آن تنها در صورتى جارى مىشود كه حتى حرف جر باشد مانند : اكلت السمكة حتى رأسها يعنى ماهى را تا سرش خوردم . كه در اينجا مىشود بحث كرد كه آيا سر ماهى هم خورده شده است يا نه ؟ اما اگر حتى حرف عطف باشد در آن صورت نزاعى وجود نداشته بلكه قطعا غايت داخل در مغيا هست مانند اينكه بگويند : مات الناس حتى الانبياء يعنى مردم و انبياء مردند . به عبارت ساده‌تر اينكه