تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
مثل خون ، آن مقدار معين از نزح نيز انجام شود ؟ [ كه براساس عدم تداخل ، جواب مثبت خواهد بود ] .

الثانى : مفهوم الوصف ( دوم : مفهوم وصف )

قبل از ورود به اصل بحث ذكر چند نكته بعنوان مقدمه لازم و ضرورى است . اول اينكه منظور از وصف در كتب اصولى و در اين باب ، تنها وصف نحوى نيست كه فقط شامل صفات باشد بلكه معنايى كلىتر بوده كه شامل حال و تمييز و هر چيز ديگرى كه بتواند قيد براى تكليف يا موضوع تكليف قرار بگيرد نيز مىشود . توضيح مطلب آن است كه وصف اصولى عبارت است از هر چيزى كه صلاحيت اين را داشته باشد كه تكليف يا موضوع تكليف را مقيد كند اعم از صفات يا حال و تميز و امثال آن . مثلا در جمله « يجب عليك الجهاد قادرا عليه » يعنى جهاد ، در صورتى كه قدرت برآن داشته باشى بر تو واجب است . كه « قادرا عليه » قيد براى وجوب جهاد است يعنى قيدى براى اصل حكم مىباشد . يا مثلا در جمله « فى الغنم السّائمة زكات » يعنى در گوسفند سائمه زكات واجب است ، كلمه « سائمه » قيد غنم است يعنى قيدى براى موضوع تكليف مىباشد . سائمه يعنى گوسفندى كه به چراگاه مىرود و از صحرا علف مىخورد و در برابر آن معلوفه مىباشد كه معلوفه ، گوسفندى است كه مالك برايش علوفه تهيه كرده و آنها را به چراگاه نمىبرد . به‌هرحال در جمله