جمله از بين مىرود زيرا بعد از تصرفات ذكر شده آن جملهها مفهوم خود را از دست مىدهند لان المفهوم فرع كون الشرط سببا تاما و منحصرا و المفروض انه اما غير تام او غير منحصر زيرا تحقق مفهوم وابسته بر اين بود كه شرط ، سبب تام و مستقل براى حصول جزاء باشد و علاوه برآن علت منحصر هم به حساب آيد در حالى كه [ بعد از تصرفات ذكر شده ] آن شرط ، يا سبب تام و مستقل نيست و يا سبب منحصر به شمار نمىآيد الا انه وقع الكلام فى تقديم احد التصرفين على الآخر لكن بحث ديگرى در بين اصوليين است كه از اين دو راه حل ، كداميك بهتر بوده و كدام تصرف بر ديگرى مقدم مىباشد ؟
و الظاهر هو التصرف فى ظهور كل من الشرطين فى الانحصار فيكون كل منهما مستقلا فى التأثير كه ظاهرا تصرف در عليت منحصره بهتر است و در نتيجه هريك از آن دو سبب [ يعنى خفاى اذان يا خفاى ديوار ] مستقلا مىتوانند اثر گذاشته و موجب قصر نماز گردند فاذا انفرد احدهما كان له التأثير فى ثبوت الحكم و اذا حصلا معا فان كان حصولهما بالتعاقب كان التأثير للسابق و ان تقارنا كان الاثر لهما معا و يكونان كالسبب الواحد پس وقتى يكى از آن دو سبب به تنهايى حاصل شود نسبت به ثبوت حكم شكسته شدن نماز اثرگذار خواهد بود و زمانى كه هر دو سبب [ يعنى خفاى اذان و ديوار ] با هم اتفاق افتند پس اگر تحقق آنها يكى پس از ديگرى باشد شكسته شدن نماز معلول همان اولى است و اگر هر دو سبب با هم و همزمان اتفاق افتند ، حكم قصر
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٧٥