تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
مجلس كه هم‌زمان با داخل شدن عمرو در آن مجلس است [ يعنى اين‌گونه نيست كه هرگاه زيد خارج مىشود عمر وارد شود بلكه اين از باب تصادف و اتفاق است و به صورت نادر و جزئى اتفاق مىافتد ] و لذا در بسيارى از موارد بين خروج زيد با ورود عمرو هيچ‌گونه ارتباطى نيست و آنها جداى از يكديگر محقق مىشوند 2 - ان يكون التلازم من باب الترتب اى ترتب التالى على المقدم بان يكون الشرط علة للجزاء دوم اينكه بايد آن ملازمه از نوع وابستگى و عليت باشد يعنى جزاء وابسته بر شرط باشد به اينكه شرط ، علت محقق شدن جزاء باشد فخرج ما اذا لم يكن هناك هذا النحو من الترتب كما اذا قال ان طال الليل قصر النهار او اذا قصر النهار طال الليل فليس بينهما ترتب لكونهما معلولين لعلة ثالثة پس آن مواردى كه بين شرط و جزاء رابطه عليت و معلوليت برقرار نباشد از بحث ما خارج خواهند بود مثل اينكه گفته شود اگر شب طولانى شد روز كوتاه مىگردد يا اگر روز كوتاه شد شب طولانى خواهد بود كه بين طولانى بودن شب با كوتاهى روز رابطه علت و معلولى برقرار نيست [ يعنى كوتاهى روز ، علت طولانى شدن شب نمىباشد ] بلكه هر دوى اين‌ها معلول علت سومى هستند [ كه همان تغيير فصول مىباشد ] 3 - ان يكون الترتب عليها انحصاريا و معنى الانحصار عدم وجود علة اخرى تقوم مقام الشرط و سوم اينكه بايد آن وابستگى [ شرط و جزاء كه از نوع رابطه عليت و معلوليت هست ] از نوع علت منحصره هم باشد و معناى انحصار عليت اين است كه بجز همان