در عليت منحصره است و يا بايد ثابت كنيد كه علت منحصره اكمل افراد علت مىباشد يعنى علت منحصره كاملترين فرد علت نسبت به غير منحصره هست در حالى كه هيچيك از اين دو مورد قابل اثبات نيست چرا كه لفظ علت به همان اندازه كه در علت منحصره به كار مىرود در علت غير منحصره هم كاربرد دارد علاوه بر اينكه علت منحصره اكمل افراد علت هم نيست . بنابراين از راه انصراف هم نمىشود عليت منحصره را ثابت كرد و تنها راهى كه براى اثبات اين مسئله باقى مىماند اطلاق كلام گوينده است كه بايد ببينيم آيا از اين راه ممكن است به نتيجه مطلوب برسيم يا نه ؟
عبارت كتاب چنين است :
ان دلالة الجملة الشرطية على المفهوم ( اى انتفاء الجزاء لدى انتفاء الشرط ) لا يتم الا اذا ثبتت الامور الثلاثة التالية بهدرستى كه دلالت كردن جمله شرطيه بر مفهوم ( يعنى منتفى شدن جزاء در وقت انتفاى شرط ) محقق نمىشود مگر آنكه سه امر زير ثابت گردند 1 - وجود الملازمة بين الجزاء و الشرط فى القضية بان لا يكون من قبيل التقارن الاتفاقى بصورة جزئية كخروج زيد من المجلس مقارنا مع دخول عمرو فيه فان التقارن من باب الاتفاق و لاجل ذلك يحصل الانفكاك بينهما كثيرا اول اينكه بايد تلازم و هماهنگى بين شرط و جزاء وجود داشته باشد بهطورىكه قضيه ما از نوع قضاياى اتفاقى نباشد كه دو شىء به صورت جزئى و تصادفى با يكديگر مقارن شوند مانند خارج شدن زيد از
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٥٢