تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
شود موضوع به قوت خود باقى است و مثلا ممكن است آمدن محقق نشود اما زيد وجود دارد يا ممكن است آب موجود باشد اما به مقدار كر نباشد . اما يك نوع ديگر از جملات شرطيه هم وجود دارند كه آنها از محل بحث و نزاع اصوليين خارج بوده و اساسا اين دسته از قضايا فاقد مفهوم مىباشند . در اين نوع از جملات شرطيه ، شرط و موضوع يك شىء واحد مىباشد به‌طورىكه اگر شرط منتفى شد موضوع نيز منتفى مىگردد و لذا ديگر جايى براى بحث در مورد وجود مفهوم يا عدم آن باقى نمىماند . مثلا اگر گفته شود : « ان رزقت ولدا فاختنه » يعنى اگر فرزند پسرى به تو داده شد او را ختنه كن . كه در اين جمله ، فرزند پسر داشتن بعنوان شرط و موضوع قضيه و ختنه كردن بعنوان جزاى شرط مطرح شده است كه اگر شرط [ يعنى فرزند پسر ] محقق نشود موضوع قضيه هم منتفى خواهد شد و باصطلاح از نوع سالبه بانتفاء موضوع مىگردد . و بنابراين ، اين‌گونه از قضايا داراى مفهوم نبوده و از محل بحث ما هم خارج هستند . عبارت كتاب چنين است : و اعلم ان النزاع فى وجود المفهوم فى القضايا الشرطية انما هو فيما اذا عد القيد شيئا زائدا على الموضوع و تكون الجملة مشتملة على موضوع و محمول و شرط بدان به‌درستى كه بحث اصوليين پيرامون مفهوم داشتن جملات شرطيه تنها در آن دسته از قضايايى است كه قيد ( يعنى شرط ) امرى جداى از موضوع جمله بوده و جمله شرطيه داراى
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 345 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت