قبل از ورود به اصل بحث ذكر يك نكته از باب مقدمه لازم است . و آن اينكه معمولا جواب شرط در جملات شرطيه يا به صورت يك قضيه انشايى بوده و يا به صورت يك قضيه خبرى مىباشد . مثلا وقتى گفته شود « ان جاء زيد فاكرمه » جزاء يا جواب شرط در اين جمله ، يك قضيه انشائى و فعل امر است . و در جمله « اذا كان الماء قدر كر لم ينجسه شىء » يعنى هرگاه آب به مقدار كر برسد چيزى او را نجس نمىكند ، جواب شرط و جزاى آن يك قضيه خبرى است ( لم ينجسه شىء ) .
با توجه به مطلب ذكر شده اركان جمله خبرى در صورتى كه جزاى آن از نوع قضاياى انشايى باشد عبارتند از : شرط و جزاء و موضوع جمله شرطيه . مثلا در جمله « ان جاء زيد فاكرمه » ، آمدن شرط است و اكرام جزاء بوده و زيد موضوع جمله مىباشد . اما در جملات شرطيهاى كه جواب شرط و جزاء از نوع قضاياى خبريه باشد اركان آن جمله عبارتند از : موضوع و محمول و شرط . مثلا در جمله « اذا كان الماء قدر كر لم ينجسه شىء » ، آب موضوع و نجس نشدن محمول و كريت شرط مىباشد .
حال مىگوييم : آنچه محور بحث اصوليين در باب مفهوم شرط قرار دارد آن نوع از جملات شرطيهاى است كه شرط غير از موضوع جمله باشد يعنى جملاتى كه موضوع آنها جداى از شرط بوده و شرط بعنوان قيدى براى موضوع مطرح گردد چنانچه در مثالهاى بالا مسئله همينطور بود و مثلا زيد موضوع و آمدن ، شرط اكرام شدن او بود يا در قضيه دوم ، آب موضوع و كريت شرط نجس نشدن آب بود بهطورىكه اگر شرط منتفى
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٤٤