تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
نهى هم يك چيز واحد باشد مانند اينكه مولى امر كرده و بگويد : بنويس و در همان حال نهى كرده و بگويد : ننويس ! كه اين نوع از اجتماع عقلا محال بوده و نزاعى هم در مورد آن وجود ندارد . و بنابراين ، اجتماع آمرى از محل بحث اصوليين خارج است . لازم به ذكر است كه در اين نوع از اجتماع ، امركننده باعث جمع شدن امر و نهى شده است و لذا به آن اجتماع آمرى گفته مىشود . اما اجتماع مأمورى در جايى است كه امركننده و نهىكننده يك نفر است . امر شونده و نهى شونده هم يك نفر است اما متعلق امر با متعلق نهى متفاوت است كه در ابتداى كار هم اجتماعى وجود ندارد اما ممكن است مكلف با سوء اختيار خودش بين امر و نهى را جمع كند و باعث اجتماع شود و لذا اين مورد را اجتماع مأمورى ناميده‌اند مانند اينكه مولى امر كرده كه نماز بخوان و نهى كرده كه غصب نكن . و البته بين غصب و نماز رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار است يعنى ممكن است كسى نماز بخواند اما غصب نكند كما اينكه ممكن است غصب صورت بگيرد ولى نمازى محقق نشود . ولى مكلف با سوء اختيار خود مىتواند بين اين دو را جمع كرده و در ملك غصبى نماز بخواند كه همين اجتماع مأمورى محل بحث و نزاع اصوليين مىباشد كه آيا اين‌چنين اجتماعى ممكن است يا نه ؟ اما اجتماع موردى در جايى است كه آمر و ناهى يك نفر باشد . مأمور و منهى هم يك نفر است اما متعلق امر و نهى با يكديگر تفاوت دارند لكن مكلف هر دو را باهم انجام مىدهد مانند اينكه مولى امر كرده كه نماز بخوان و نهى كرده كه به نامحرم نگاه نكن اما مكلف در يك زمان واحد
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 283 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت