-
النهى و الدلالة على المرة و التكرار ( نهى و دلالت آن بر مره و تكرار )
در بحث پنجم از مباحث امر گفته شد كه فعل امر بهخودىخود دلالتى بر مره و تكرار ندارد زيرا صيغه امر دلالت بر بعث و طلب دارد و ماده امر هم صرفا دلالت بر نوع مأمور به مىكند و لذا ما در نفس فعل امر دليلى بر مره و تكرار نداريم اگرچه عقلا و به دلائلى كه در باب اجزاء گفته شد انجام دادن و اتيان يك فرد از افراد مأمور به در جهت اطاعت و امتثال امر مولى كفايت مىكرد .
در باب نهى هم همين مسئله مطرح است كه نفس صيغه فعل نهى بهخودىخود دلالتى بر مره و تكرار نمىكند چرا كه هيئت فعل نهى براى زجر و بازداشتن وضع شده و ماده نهى هم صرفا دلالت بر نوع عمل منهى عنه مىكند و مثلا وقتى كه مولا بگويد : لا تشرب الخمر ، هيئت و صيغه اين فعل دلالت بر منع و زجر دارد و ماده « ش ر ب » در اين قالب دلالت بر نوع عملى كه بايد ترك شود مىنمايد پس بنابراين در خود اين فعل دليلى وجود ندارد كه از آن مره يا تكرار استفاده شود .
لكن در باب نهى خصوصيتى وجود دارد كه آن را از فعل امر جدا مىسازد و آن اينكه در باب امر چون آنچه مطلوب امركننده است اتيان و تحقق مأمور به در خارج مىباشد لذا انجام يك فرد از افراد مأمور به در