مفسده مىباشد و اما من حيث الآثار فان الاتيان بمتعلق الامر اطاعة يوجب المثوبة و الاتيان بمتعلق النهى معصية توجب العقوبة و بالاخره تفاوت آنها از نظر نتايج و آثار اين است كه انجام دادن متعلق امر ( مأمور به ) اطاعت محسوب شده و پاداش دارد در حالى كه انجام دادن متعلق نهى ( منهى عنه ) معصيت بوده و موجب مجازات و عقوبت مىگردد .
-
ظهور الصيغة فى التحريم ( ظاهر بودن فعل نهى در حرمت )
قبلا در مباحث امر گفته شد كه فعل امر براى بعث و تحريك مكلف وضع شده نه اينكه براى وجوب يا استحباب وضع شده باشد بلكه وجوب يا استحباب خارج از مدلول فعل امر بوده و از حكم عقل استنباط مىگردند .
يعنى عقل در دايره عبوديت و مولويت حكم مىكند كه اطاعت امر مولى واجب است مگر آنكه دليل خاصى بر استحباب وجود داشته باشد و بر اساس آن براى مكلف جايز باشد كه امر مولى را انجام ندهد و الا اصل بر اين است كه امر مولى بر وجوب حمل شود .
در باب نهى نيز عينا همين مطلب مطرح مىگردد كه فعل نهى صرفا براى زجر و بازداشتن وضع شده است و حرمت و كراهت مدلول لفظى فعل نهى نيستند بلكه آنها را با كمك عقل بايد بدست آورد . يعنى عقل در دايره عبوديت و مولويت حكم مىكند كه اطاعت مولى واجب و سرپيچى از نهى او حرام است بنابراين اصل اين است كه نهى صادر شده از ناحيه مولى بر حرمت حمل شود مگر آنكه دليل و قرينه خاصى وجود داشته باشد كه به كمك آن معلوم شود كه منشأ نهى مولى كراهت بوده است .