تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
نُهُوا عَنْهُ
( النساء / 161 ) و دليل بر تبادر حرمت ، اين آيه شريفه است كه [ در مقام مذمت رباخوارها ] مىفرمايد : آنها در حالى كه نهى شده بودند ربا گرفتند و قوله سبحانه
فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
( الاعراف / 166 ) و در جاى ديگر مىفرمايد : پس چون از آنچه نهى شده بودند سرپيچى كردند به آنها گفتيم مانند ميمونهاى پست باشيد و قوله سبحانه و
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
( الحشر / 7 ) و باز مىفرمايد : آنچه را كه خدا و رسول به شما امر كردند عمل كرده و آنچه را نهى نمودند ترك نماييد [ كه از همه اين آيات معلوم مىشود كه ماده نهى ظهور در حرمت دارد ] و قد مر نظير هذه المباحث فى مادة الامر فلا نطيل و قبلا شبيه اين مباحث در باب ماده امر گذشت پس اين مطالب را طولانى نمىكنيم و اما صيغة النهى فالمشهور بين الاصوليين انها كالامر فى الدلالة على الطلب اما صيغه نهى [ مانند لا تفعل ] در نظر مشهور اصولىها مانند امر است كه دلالت بر طلب دارد غير ان متعلق الطلب فى احدهما هو الوجود اعنى نفس الفعل و فى الآخر العدم اعنى ترك الفعل الا اينكه متعلق طلب در يكى از آن دو ( يعنى در فعل امر ) ، امرى وجودى است يعنى انجام دادن فعل است و در ديگرى ( يعنى در فعل نهى ) ، امرى عدمى است يعنى مجرد انجام ندادن فعل مىباشد و لكن الحق ان الهيئة فى الاوامر وضعت