تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
اطاعت به صورت كف‌ّنفس و خوددارى مكلف ظاهر مىشود . و لذا ايشان مىفرمايند : كه متعلق امر و نهى هر دو امر وجودى هستند لكن از نظر حقيقت و مبادى و آثار متفاوت مىباشند يعنى امر ، انشاء بعث و تحريك و برانگيختن است اما نهى ، زجر و بازداشتن و جلوگيرى كردن مىباشد . كما اينكه منشأ صدور امر ، وجود مصالحى است كه در مأمور به وجود دارد اما منشأ صدور نهى ، وجود مفاسدى است كه در منهى عنه وجود دارد . و از نظر آثار هم انجام دادن مأمور به اطاعت محسوب شده و ثواب دارد در حالى كه انجام دادن منهى عنه معصيت بوده و عقاب خواهد داشت . و مطلب آخر اينكه همان گونه كه در امر ، علو و استعلاء آمر شرط بود در نهى هم علو رتبه و استعلاء ناهى معتبر مىباشد . عبارت كتاب چنين است : النهى هو الزجر عن الشىء نهى يعنى بازداشتن از چيزى و جلوگيرى كردن از انجام كارى قال سبحانه
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى
( العلق / 9 - 10 ) چنانچه خداوند سبحان مىفرمايد : آيا ديدى آن كسى را كه بندگان را از نماز خواندن منع مىكرد و يعتبر فيه العلو و الاستعلاء و در نهى ، برترى رتبه و تسلط ناهى معتبر مىباشد و يتبادر من مادة النهى الحرمة بمعنى لزوم الامتثال على وفق النهى و از ماده نهى ، حرمت به ذهن انسان تبادر مىكند به اين معنا كه لازم است برطبق نهى اطاعت صورت بگيرد و الدليل عليه قوله سبحانه
وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ