صدقهاى را در راه خدا بدهيد كه آن براى شما پاكيزهتر و بهتر است پس اگر چيزى را براى تصدق نيافتيد خداوند آمرزنده و مهربان است .
فلما نزلت الآية كف كثير من الناس عن النجوى بل كفوا عن المسألة پس وقتى كه اين آيه نازل شد بسيارى از مردم از گفتگو كردن با پيامبر خوددارى كردند و حتى مسائل دينى خود را هم نمىپرسيدند فلم يناجه احد الا على بن ابى طالب ( ع ) پس كسى با پيامبر ( ص ) ديدار و گفتگو نمىكرد جز حضرت على ( ع ) ثم نسخت الآية بما بعدها سپس اين آيه با آيه بعدى نسخ شد و قال سبحانه
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
( المجادلة / 13 ) و خداوند سبحان فرمود آيا برايتان سخت و دشوار آمد كه قبل از ديدارتان با پيامبر صدقه دهيد حال كه چنين نكرديد و خداوند شما را بخشيد پس نماز را به پا داشته و زكات مالتان را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت كنيد كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است . فوقع الكلام فى بقاء جواز تقديم الصدقة اذا ناجى احد مع الرسول ( ص ) پس بحث در اين است كه آيا [ بعد از نسخ شدن آن حكم ] همچنان پرداخت صدقه به هنگام ديدار با پيامبر ( ص ) جايز است ؟ فهناك قولان پس در اينجا دو نظريه وجود دارد الاول ما اختاره العلامة فى التهذيب من الدلالة على بقاء الجواز ديدگاه اول آن چيزى است كه مرحوم علامه حلى در كتاب تهذيب برگزيده و بر اين